تبلیغات
رازدل - ارتباط قبل از ازدواج با عشق برای شناخت بیشتر6
» سال نو مبارک
» شیرینی مهمانی خدا را بچشیم-1
» نگاهی به پروژه عادی سازی روابط نامشروع در سری بازی‌های Fallout
» ناشنیده‌هایی از «امام»دربارۀ «زنان»(1)
» «اقتصاد مقاومتی در اقدام و عمل» از نگاه معاون اسبق بانک مرکزی
» تأثیر تصوف بر ایلخانان مغول
» نفوذ آمریکا چه بر سر کره جنوبی آورد؟
» ازدواج؛ ناموس طبیعت، دستور شریعت
» موضوع نفوذ
» ادامه سخرانی پناهیان(لااقل باید اهل مسابقه را دوست داشته باشیم)
» ذهنیت مسابقه
» تصمیم گیری ایرانیان برای مردم جهان
» با فضای مجازی چه کنیم؟
» چوئن‌لای تا سیاست درهای باز
» هضم هویت انسانی در دل فضای مجازی
 رازدل
درباره ما
خدایا کمکم کن که نباشم به ظاهر با ایمانی که در نزد تو به به بی ایمانی معروف است
مهربانی مبنای زندگی ام واخلاص وبندگی تنها ارزویم
تمام دنیا رو بدن خدا نباش نمی خوام هستی ودنیا رو بدن خدا نباش نمی خوام
تمام علایم اخرالزمان رخ بدهد وما مردم اماده نباشیم ظهور نخواهد رسید
اینجا تهران است ستاره ها غروب کرده دعا کنید
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ارتباط قبل از ازدواج با عشق برای شناخت بیشتر6
+ نویسنده سید محمود در 02:26 ب.ظ | نظرات()
 دختر بیست و چهارساله ای هستم که بخاطر ابراز علاقه آقایی برای ازدواج به عقد موقت او درآمدم . حالا فهمیده ام که ایشان همسر و فرزند دارند . حالا باید چکار بکنم ؟
اگر این دختر عزیز به عرایض ما گوش می دادند و اصولی با این مسئله برخورد     می کردند ، این مسئله اتفاق نمی افتاد و این مشکل برایشان پیش نمی آمد . ممکن است در محیط کار یا دانشگاه به خانم پیشنهاد ازدواج بشود . گفته بودیم اصولی ترین کار این است که با وقار و متانت بفرمایند : آقای محترم هر کاری آدابی دارد . الان همین مورد ، آن روزی که این آقا به شما پیشنهاد ازدواج دادند ، اگر شما این جوری برخورد        می کردید و می گفتید : هرکاری آدابی دارد یعنی با خانواده محترم بیایید ، آیا این آقا   می توانست با پدر و مادرش به خواستگاری شما بیاید ؟ قطعا نمیتوانستند . من خواهش می کنم این هشدارهای ما را جدی بگیرید . وقتی آقایی به شما پیشنهاد ازدواج می دهند ، کلا حمل بر صحت نکنید . حمل بر فساد کنید . حالا درست است در جلسه قبل درباره اعتماد و خوش بینی صحبت کردیم . اینجا کاملا برعکس است . ما چاره ای نداریم . شما باید بنا را بر این بگذارید که قصدسوء دارد . حمل بر فساد بکنید نه حمل بر صحت که بگویید : او قصدش ازدواج است . شما حمل بر صحت نکنید مگر اینکه دلیلی بیاید و برای شما اعتماد ایجاد بکند . اعتماد نکنید . نکته اش هم این است که خانم ها عشق ورز هستند و آقایان عشق باز هستند . خانم ها عشق ورزهستند یعنی نیاز به محبت دارند . می خواهند ازدواج بکنند و حس مورد محبت قرار گرفتنشان ارضا بشود . حس محبت کردنشان ارضا بشود . ازدواج کنند و بچه دار بشوند و حس مادرانه شان فعلیت پیدا بکند . ولی در مورد آقایان این طوری نیست . عشق باز هستند یعنی غرایز برایشان در الویت است . این خیلی مهم است . من با اطمینان می توانم به این نتیجه برسم که وقتی خانمی با آقایی ارتباط برقرار میکند ، هشتاد درصد قصدشان ازدواج است . چون عشق ورز هستند . دنبال نیازهای عاطفی هستند . ممکن است بیست درصدی هم برای ارتباطات ناشایست و هواهای نفسانی  باشد . در مورد آقایان کاملا برعکس است . وقتی آقایی با خانمی ارتباط برقرار میکند ، هشتاد درصد قصدشان ازدواج نیست . البته بیست درصدی قصدشان ازدواج است . چون عشق باز هستند و دنبال امیال نفسانی هستند . حالا چرا می گوید :  میخواهم با شما ازدواج کنم ؟ چون او عشق باز است و می خواهد به امیالش برسد ، از مجرای عشق ورزی وارد میشود . چون اگر از اول بگوید که       می خواهم با شما دو سال دوست بشوم ، این خانم به او جواب نمی دهد و او به هدفش نمی رسد . حالا ما چطور بین بیست درصد و هشتاد درصد تشخیص بدهیم ؟ آیا محکی دارید ؟ بله محک آن این جمله است : که هر کاری آدابی دارد . اگر طرف از هشتاد درصد باشد ، به آداب عمل نمی کند . چون هدفش ازدواج نبوده است . اگر جزء آن بیست درصد باشد ، با خانواده اش پا پیش میگذارند . و شما خیالتان راحت میشود . اگر صرف رابطه بود ، خوب حالا ما غصه می خوردیم ولی حالا عقد دائم موقت هم هستند و بعد فهمیدند که ایشان همسر و فرزند دارند . اگر کسی بداند برای شما مشکل ایجاد میشود و اگر کسی هم نداند برای ازدواج آینده تان یک عذاب وجدان و یک گناه می ماند . حالا این اتفاق افتاده باید درس گرفت . برای جوانان درس است . از این شکست باید برای آینده و پیروزی های آینده درس بگیرید . الان شما دیگر مرد شناس شده اید . حواستان جمع است . دفعه ی بعد شما دیگر این خطا را نمی کنید و اصولی ازدواج میکنید . من از شما تقاضا می کنم الان این ارتباط را قطع کنید . ما از این نوع ارتباطات داریم . با اینکه رسیده اند که آقا قصدش ازدواج نبوده ولی چون دلبسته شده اند  ، ارتباط را قطع نمی کنند . جلوی ضرر را باید گرفت . از این تجربه تلخ استفاده کنید و جلوی ضرر را بگیرید .  
من و همسرم قبل از ازدواج و محرم شدن مرتکب گناهانی شده ایم . حالا که ازدواج کرده ایم آیا خدا گناهان ما را می بخشد ؟
خیر – ازدواج پاک کننده گناهان نیست . درست است که شما ازدواج کرده اید . ولی آن موقع محرم نبوده اید و مرتکب گناه شده اید . با ازدواج گناهان پاک نمیشود . البته راه دارد و راه آن توبه است و درش به روی همه باز است . باید توبه کنید . آداب خاصی هم ندارد . البته در باب استحباب توبه ، آدابی دارد . ولی بخاطر اینکه انسان توبه را به تاخیر نیندازد و نکند فرصت آن از دست انسان برود ، حضرات معصومین توبه را پیچیده نکرده اند . هر گاه شما دلتان بشکند و به درگاه خدا اشکی بریزید ،  و به خدا بگویید : پشیمان هستم و اشتباه کردم ، شما توبه کرده اید . توبه یعنی پشیمانی از رفتارهایی که انسان داشته است . توبه نصوح آن است که شما پشیمان بشوید و تصمیم بر تکرار آن گناه هم نداشته باشید . حالا که شما ازدواج کرده اید و محرم هم هستید پس این موضوع منتفی است . توبه کنید ، خدا شما را می بخشد . حالا خیلی ها می گویند : عذاب وجدان داریم . این عذاب وجدان و احساس گناه مال زمانی است که شما توبه نکرده اید . ولی اگر شما توبه بکنید ، عذاب وجدان معنا ندارد . زیرا وقتی شما توبه   می کنید ، گناهانتان پاک میشود . دیگر شما گناهی ندارید . روایت داریم : وقتی انسان توبه نصوح می کند یعنی توبه بی بازگشت و وقتی به آن فکر می کند از گناهش بدش بیاید نه اینکه خوشش بیاید و اینها برایش خاطرات تلخ بشود ، درست مثل کسی است که از مادر متولد شده است . پس عذاب وجدان معنا ندارد . ببینید چه دین خوبی داریم . حتی بر اساس بعضی روایات بعضی از سیئات هم تبدیل به حسنات میشود . لذا شما دیگر گناه ندارید و پیگیر آن نشوید . این عذاب وجدان ها در زندگی انسان اختلال ایجاد میکند . نشاط و شادابی انسان را می گیرد . ممکن است انسان را دچار یاس بکند و انسان دست از عبادات بردارد . و می گوید : خدا که من را نمی بخشد دیگر چرا عبادت کنم ؟ حالا بعضی ها می گویند : مگر میشود انسان گناه کند و با توبه همه چیز تمام بشود . بله دین اسلام میخواهد  جلوی مفسده ها را بگیرد . جلوی ضرر را بگیرد . هر جا جلوی ضرر را بگیرید ، منفعت است . بنابراین توبه کنید . 
دختر بیست ساله ای هستم که با آقای متاهلی و دارای فرزند آشنا شده ام و ارتباط دارم .او می گوید به همسرش علاقه ای ندارد و می خواهد با من ازدواج کند .به من پیشنهاد عقد موقت داده است تا بعدا همسرش را راضی کند . او می گوید : من عشق اول و آخر او هستم . آیا میتوانم به او اعتماد کنم ؟
خیر نمیشود به این آقا اعتماد کرد . قبلا گفتیم وقتی آقای مجردی به شما پیشنهاد ازدواج می دهد حمل بر صحت نکنید . حمل بر فساد بکنید مگر اینکه دلیل خلافش اثبات بشود . در اینجا که ایشان متاهل هستند دغدغه ی ما بیشتر میشود . در اینجا باز همان       عشق بازی آقایان است . حکمت اینکه خدا آقایان را این جوری قرارداده است چیست ؟ خانمها باید عشق ورز باشند چون می خواهند مادر بشوند ، احساس محبت کردن و محبت دیدن لازمه ی زندگی یک خانم است . برای مرد غرایز در اولویت اول است تا  برای ازدواج انگیزه داشته باشد . این صفت نقصی برای مرد نیست . این ها حکمت است . مرد باید سید اهلها باشد . مرد مسئول خانواده است . باید سنگربان باشد . کارهای شاق باید انجام بدهد . آقا باید زحمت بکشد و خانم ریاست و سروری و سیادت بکند . اگر خداوند در وجود مرد چنین انگیزه ای قرار نمی داد ، انگیزه ای برای ازدواج وجود نداشت . اگر این نیروی محرکه در وجود مرد نمی بود ، ازدواجی هم وجود نداشت . البته ازدواج فقط برای رفع غرایز نیست . نُه تا فایده دارد . برای مرد ، یکی از فواید این است . اگر این غرایز نمی بود ، خیلی از آقایان ازدواج نمیکردند . و نسل انسان منقرض میشد . پس حکمتش این است . حالا ایشان می گویند : بیا عقد موقت من باش تا من خانمم را راضی کنم . چون ایشان متاهل هستند ، اگر با ایشان ازدواج کنید همسر دوم میشوید . همسر دوم شدن مشکلات خاص خودش را دارد . مطلوبیتی برای شما ندارد . خوب شما دوشیزه خانم هستید و برای ازدواج موقت اذن پدر را می خواهیم به حکم فتاوای مرجع تقلید فعلی . اگر به ازدواج منتهی نشود احساس سرخوردگی و شکست می کنید و اگر به ازدواج منتهی بشود چون باز یک رابطه است یعنی عقد موقت ، باز همان مشکلات یعنی کر و کور شدن و خرج کردن عاطفه وجود دارد و پیامدهای رابطه همچنان باقی می ماند . اگر ایشان واقعا می خواهند همسر دوم بگیرند و صداقت دارند ، اول به خانمشان بگویند ،چرا می خواهند بعدا به خانمشان بگویند و او را راضی کنند . شما حمل بر فساد بکنید . حمل بر صحت نکنید . من مشکلات زیادی را در این موارد دیده ام . خود را وارد مقوله ای نکنید که بعدا دچار مشکلات بشوید . بعضی مواقع آقایان حیله ای بکار می برند و میگویند : من با خانمم مشکل دارم و می خواهم ازدواج کنم . یا اینکه خانمم بیمار است و بیماری جسمی و روحی دارد یا اینکه ما متارکه عاطفی کرده ایم . این حرفها را می زنند . درصد بسیاری زیادی از این حرفها قابل اطمینان نیست و فقط می خواهند دل خانم را بدست بیاورند و عواطف خانم را تحریک کنند که خانم بگوید : این بنده خدا چقدر زجر کشیده است . خانم ها خیلی به این حرفها گوش ندهند . یا اینکه می گوید : می خواهم از همسرم جدا بشوم ، ما این را هم باور نمیکنیم . چون موارد بسیار زیادی داشته ایم که چنین چیزی نبوده است . اصلا ممکن است چنینی فکری نبوده و از وقتی که با این خانم آشنا شده است چنین فکری ایجاد شده است . اگر چنین چیزی باشد ، ورود به حریم خانواده است و گناه بزرگی است و بسیار خطرناک است . حالا ممکن است این حرف درست باشد . حالا خانم از کجا بفهمد که اگر او در زندگی این آقا باشد و یا نباشد آیا این اتفاق می افتد یا خیر ؟ نکته مهم همین جا است . توصیه من این است که این خانم محکم و قاطعانه به این آقا بگوید : من با شما ازدواج نمی کنم چه جدا بشوید ، چه جدا نشوید . رابطه شان را جدی قطع کنند  و هیچ رابطه ای نباشد . از دور مراقب باشند که چه اتفاقی می افتد . دو اتفاق    می افتد . یا اینکه هیچ خبری نمی شود و بعد از چند ماه آقا همچنان با خانم زندگی     می کند ، در اینجا معلوم میشود شما مقصر بوده اید چون آقا از شما قطع امید کرده است و با همسر خودش زندگی میکند . در اینجا خدا را شکر می کنید که خودتان را کنار کشیده اید . حالا ممکن است چند ماه بعد ایشان از همسرش جدا بشود . خوب در اینجا میتوانید ارتباطی برقرار بکنید و نظر خودتان را منتقل بکنید که حالا آمادگی ازدواج بدون استرس را دارید . بهترین کار این است تا خیالشان راحت بشود و احساس گناه بعدی را نداشته باشید و عذاب وجدان نداشته باشد که نکند من باعث جدایی آنها شده ام . من می گویم رابطه دوستی برقرار نکنید واگر هم ارتباط برقرا کردید ، این را به ازدواج وصل نکنید زیرا دنیای ازدواج خیلی با  دنیای دوستی فرق می
کند .
  با پسری در محیط کار آشنا شده ام و ارتباط دارم . چهار سال است که منتظر ازدواج هستم . با اینکه خانواده اش مذهبی هستند بدون شناخت از من حتی حاضر نشدند مرا ببینند . هر دونفر ما افسرده شده ایم . چکار باید بکنیم ؟
باز بحث همان ازدواج اصولی مطرح است که بارها تکرار کرده ام . اگر شما خانم محترم همان روزی که این آقا به شما پیشنهاد دادند ، می فرمودید : آقای محترم هر کاری آدابی دارد یعنی با خانواده تان تشریف بیاورید . قاعدتا دو تا اتفاق می افتاد . یا اینکه ایشان به خانواده شان می گفتند و شرایط شما را به خانواده شان می گفت و خانواده شان جواب منفی می داند و می گفتند ما همتای هم نیستیم . مخالفت خودشان را اعلام می کردند و این آقا با خانوداه شان نمی آمد و هیچ مشکلی برای شما پیش نمی آمد یا اینکه خانواده شان می آمدند و شما را می دیدند و می رسیدند به اینکه این وصلت به صلاح نیست و باز هم هیچ اتفاقی نمی افتاد . اشتباه شما این بوده که آن روزی که همکار شما در محیط کار به شما پیشنهاد ازدواج دادند ،  نفرمودید هر کاری آدابی دارد و اجازه دادید زمان بگذرد و حتی صرف این پیشنهاد شما به ایشان فکر کرده اید و دلبستگی ایجاد میشود . دلبستگی بیشتر میشود ولی ایشان هنوز بعد از چهار سال هنوز خانواده شان جواب مثبت نداده اند . شما الان چهار سال فرصت ها را از دست داده اید و خواستگارانی را رد کرده اید و سن تان بالاتر رفته است . گاهی رابطه را بر اساس شرع رعایت کرده اند ولی فرصت ها را از دست داده اند ولی گناهی نکرده اند . حالا ضوابط شرع را ه رعایت نکرده اند . در اینجا دو تا مشکل پیش می آید . هم فرصت ها از بین رفته است و وقتی از ایشان جدا میشود و می خواهد با فرد دیگری ازدواج کند عذاب وجدان دارد . چون چهار سال با ایشان رابطه داشته است . اگر کسی هم از این رابطه خبر نداشته ، بالاخره خودش نسبت به همسر آینده اش احساس گناه می کند . بعضی مواقع تا آقا پیشنهاد ازدواج میدهد ، خانم این پیشنهاد را مسلم می داند و جلوی دیگران با هم رفت و آمد می کنند و در محیط کار بگو و بخند می کنند ، با هم به خانه نزدیکان می روند حتی اعلام می کنند که طرف نامزد من است در حالیکه خانواده هنوز خبر ندارد و یا راضی نیستند . شما اشتباه کردید . ما تجربیات شما را به بینند گان منتقل می کنیم . حالا توصیه من این است که این رابطه را الان قطع کنید . این خانواده اجازه نمی دهند . اگر می خواستند چهار سال پیش رضایت می دادند . جلوی ضرر را هر کجا بگیرید منفعت است . بقیه عمرتان را از بین نبرید . آنها خانواده ی مذهبی هستند و تصویر خوبی از شما ندارند . شما را ندیده اند و شما انسان خوبی هستید . متدین و محجبه و مومن هستید . از دید آنها شما یک نقطه ضعف بزرگی دارید . شما با جوان نامحرم این ها رابطه برقرار کرده اید . این یک نقطه ضعف است . آنها شما را پرهیزگار نمی دانند و نمی توانند بپذیرند که شما عروس خانواده ی آنها باشید . بعضی مواقع آقا پسر می گوید : من خانواده ام را راضی می کنم . چون مسلما خانم در طی این چهار سال فهمیده که خانواده ی آنها رای نیستند . چون آقا دلبسته خانم شده است        می گوید : صبر کن من مادرم را راضی میکنم . شاید خودش هم می داند که نمی تواند خانواده اش را راضی کند . مورد داشتیم که طرف چهارده سال منتظر ازدواج بوده است . حالا ممکن است این پسر عاشق است و با زور و اجبار خانواده را راضی می کند . ولی باز مشکل پیش می آید . عروس دوست دارد مادر شوهر او را تحویل بگیرد ولی اگر مادر راضی نباشد اورا جلوی جمع تحویل نمی گیرد و عروس ناراحت میشود ، تازه اگر متدین باشد . حالا اگر مادر شوهر متدین هم نباشد ، بی حرمتی می کند  و این کار را سخت تر می کند . این بی توجهی ها برای دختر و پسر عاشق مشکل درست می کند . خانه مادر شوهر می رود ، بی حرمتی می بیند و به شوهر گله میکند . کم کم دعوا پیش میآید و پسر بین مادر و زن گیر می کند . کم کم او هم عکس العمل نشان می دهد و بیشتر طلاق ها این جوری شکل می گیرد . حالا این خانواده مذهبی هستند و بنای شان تخریب خانواده شما نیست ولی اگر متدین نباشند ، بعضی مواقع با هم پیمان می شوند که زندگی شما را خراب کنند . که این خیلی بدتر است و می توانند این کار را بکنند . مادر و خواهر آقا این قدرتوانمند هستند . به صبر کردن توجهی نکنید و این آقا را وادار نکنید که اجباری با شما ازدواج کنند . بعضی ها دنبال دلیل مخالفت می گردند . این درست نیست . دلیل مهم نیست . احساسی است که در مادر شکل گرفته است مهم است و دلایل بهانه است . بحث احساس است . این مادر نمی تواند با این دختر کنار بیاید . تلاش هم میکند ولی نمیتواند چون شروع آن خوب نبوده است . زیرا می گوید : این دختر قاپ پسر من را دزدیده است و احساس بدی دارد . البته آدمها متفاوت هستند . جواب من در رابطه با سوال است . ممکن است مادری هم باشد که پسری خودش پیدا می کند و معرفی می کند و مادر هم می پسندد . وقتی مادر نمی پسندد اصرا نکنند البته قبل از دلبستگی ها . رضایت مادر و خانواده ها مهم است . مادر شوهر جایگاه بسیار مهمی دارد . بعضی ها می گویند : رضایت خانواده پسر مهم نیست . خیلی از پسرها بدون رضایت مادر و خانواده شان این کار را نمیکنند . اگر بدون رضایت هم این کار را بکنند ، رابطه شان را با خانواده قطع نمی کند حتی اگر قول بدهند . قول ایشان مورد قبول نیست چون ایشان عاشق است و بعد قول ها از بین می رود . خانمی گفتند ما با چه سختی و بدبختی ازدواج کردیم و روز بعد پسر به خانه مادرش رفت و زیر قولش زد چون گفت : بالاخره مادر من است . در ضمن بچه های ما عمه و خاله و عمو و دایی  میخواهند . حمایت اقتصادی و عاطفی خانواده ها خیلی مهم است . حالا پسر اگر از مادرش بگذرد ، فرد قابل اعتمادی نیست چون وقتی از مادرش که چه زحمت ها برای او کشیده است می گذرد ، از شما هم براحتی می گذرد . در ایران خانواده ها هم با هم ازدواج می کنند . اینجا ایران است اروپا نیست .      
 
 پسری در دانشگاه به من قول ازدواج داده و حالا پس از یکسال و نیم ارتباط با او به من می گوید : باید او را فراموش کنم . شرایط کاری و سربازی و خانوادگی اش اجازه نمی دهد با من ازدواج کند . با این همه آبروریزی و نگرانی از آینده چکار کنم ؟
ما بخاطر این مشکلات و پیامدهای منفی هست که بارها عرض کردیم جوانان عزیز بهمدیگر قول ازدواج ندهید . نتیجه ی خوبی ندارد . وقتی قول ها عملی نمیشود ، احساس شکست ، سرخوردگی ، ازدواج گریزی و نفرت از جنس مخالف در طرف بوجود می آید . در آقایان موارد انتقام جویی دیده شده است . در مورد خانمها اگر ارتباطی هم بوده باشد و ضوابط دین هم رعایت نشده باشد ، احساس گناه و عذاب وجدان خواهد بود . همه ی اینها پیامد عملی نشدن این قول ها می باشد . بهمدیگر قول اردواج ندهید . نکته اش هم این است که شرایط انسانها عوض میشود . ما انسانها دائم در حال عوض شدن هستیم . امروزمان با دیروزمان فرق می کند چه برسد به یکسال و دو سال دیگر . حتی اگر شرایط هم عوض نشود ، مانع ایجاد میشود . مثلا مادر آقا پسر راضی نیست . گاهی آزمایش جواب نمی دهد . یا اگر ارتباط فامیلی باشد ، مشاوره ژنتیک اجازه نمی دهند . درصد ریسک را ده درصد به بالا اعلام می کنند و اجازه ازدواج  نمی دهند . این جور مشکلات ایجاد میشود . بنا بر این بهم قول ندهید . سوال این است که حالا چکار کنیم ؟ برادر عزیز اگر شرایط شما خیلی عوض نشده ، یک شرایط مالی بهتری پیدا کرده اد یا امکانات مالی بهتری پیدا کرده اید یا چشمتان به خانمی افتاده که از ایشان زیباتر هستند یعنی یک جورهایی مادی است و تغییرات شرایط خیلی مهم نیست ، این کار را نکنید و زیر قولتان نزنید . چون مشکل آقایان این است که زن شناس نیستند . اگر ما روح لطیف دختر خانم و حساسیت هایش را بشناسیم ، می فهمیم  که او با این کار نابود میشود . حالا یک وقت قضیه جدی است . حالا یک وقت طرف صادقانه قول ازدواج می دهد ولی بعد از یکسال اتفاقاتی افتاده یا اطلاعات جدیدی بدست  آورده اند و به این رسیده اند که به درد همدیگر نمی خورند . همتای همدیگر نیستند . الان این آقا به این نتیجه رسیده که این خانم به دردش نمی خورد و اگر با هم ازدواج کنند احتمال جدایی آنها خیلی زیاد است . اگر چنین چیزی است ما هم این را تجویز می کنیم و می گوییم آقا زیر قولش بزند . ما الان نفع دختر خانم را در نظر می گیریم . حالا ممکن است دختر خانم بگوید من با هر شرایطی کنار می آیم . خیر الان این را می گویند زیرا عاشق هستند و دلبسته هستند . وقتی وارد زندگی بشوند می بینند تحملش خیلی سخت است . ما گاهی مجبور هستیم بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کنیم . این به نفع است . شما الان اگر با این آقا ازدواج نکنید ، پنج نمره گریه خواهید کرد و افسرده خواهید شد . ولی اگر در دوران عقد جدا بشوید میشود پنجاه نمره و اگر فرزند داشته باشید و جدا بشوید ، میشود پانصد نمره . این خانم سوال کرده که با این آبروریزی چکار کند ؟ این نشان می دهد که این خانم از آن دسته افرادی بوده که اعلام کرده است . یعنی قول ازدواج را جدی گرفته و همه جا این آقا را نامزد خودش اعلام کرده است . اگر صرف قول و رابطه ای بود ، دیگر بی آبرویی معنایی نداشت . می توانید با چند شرط بهم قول ازدواج بدهید . یکی اینکه شرایطشان عوض نشود . دومی اینکه بعد از دوسال آقا به خواستگاری بیاید و فرایند خواستگاری طی شود و برسند به اینکه به درد هم دیگر می خورند و شرط دیگر اینکه آقا به خانم بگوید در این دوسال که من نمی توانم به خواستگاری بیایم اگر شما  خواستگاری بهتر از من داشتید جواب بدهید . در مجموع من با این قول های ازدواجی موافق نیستم . ریسک است . مشکل آن هم دلبستگی ها است . در این دو سال دلبسته نشوید و قضیه را مسلم نگیرید . این کار سختی است . این دو جوان هستند و دلبستگی ایجاد میشود . گاهی مواقع آقا می گوید : مورد خوب است و می ترسم از دستم برود . اگر این جوری است با همان شرایطی که گفتیم عمل کنید ولی کار سخت میشود .
 
 من پس از شنیدن حرفهای آقای دهنوی در باره ی رابطه ی قبل از ازدواج ، رابطه ام را قطع کرده ام  ولی فراموش کردن آن برایم مشکل است . لطفا راهنمایی بفرمایید .
ما شاکر و سپاسگزار هستیم که این اتفاق قشنگ افتاده است . آرزو هم می کنیم که خداوند  به همه ی کسانی که این ارتباط را قطع کرده اند توفیق بدهد که استمرار پیدا بکند . این واقعیتی است که این کار سخت است .  ما هم جوانان را درک می کنیم . ارتباط عاطفی بوده ، عشق های آتشین کر و کور کننده ، حالا رابطه قطع شده و مشکل فراموشی که آیا ما میتوانیم فراموش کنیم یا نه ؟ کار سختی است . قبول دارم ولی شدنی است . موارد خیلی زیادی داشتیم که همت کردند و با راه کارهایی که ما گفتیم       توانسته اند مشکل را حل بکنند و زندگی آرامی داشته باشند . من نکاتی که در ذهنم هست عرض می کنم . اولا شما باید زمینه دیدار و گفتگو را از بین ببرید . حالا مثلا اگر در محیط کار آشنایی اتفاق افتاده یا در دانشکده ، اگر امکانش باشد که حتی بصورت مقطعی نه دائمی ، محیط کارتان را عوض کنید . اگر امکانش باشد و اگر امکانش نباشد ، مدتی مرخصی بگیرید . اگر امکانش نباشد ، تعامل را کم کنید . الان در محیط هستید و چاره ای ندارید ، باید بروید و در محیط هم باشید ، تعامل را کم کنید . سعی کنید نگاهتان کمتر بهم بیفتد و تعامل گفتاری نداشته باشید و اگر در دنیای مجاز با هم     دیدارهایی داشته اید ، تا مدتی وارد اینترنت نشوید . اگر هم می خواهید وارد شوید ، در آن فضاهایی که با هم آشنا شده اید ، وارد نشوید . این می تواند به شما کمک بکند . نکته دوم که خیلی موثر است این است که سیم کارت خودتان را عوض کنید . چون احتمالا طرف شما زنگ می زند و احتمالا پیامک هایی به  شما می دهد و شما می بینید و ممکن است دوباره وسوسه بشوید و دوباره رابطه را برقرار کنید . اگر هر دو طرف به این نتیجه رسیده اید که این رابطه ، رابطه ی غلطی بوده و باید قطع می شده ، توصیه این است که هردوسیم کارت خود را عوض کنید . کار خیلی راحت تر می شود . حالا بعضی ها میگویند که اگر من سیم کارت خودم را عوض کنم ، رابطه ام با همه ی دوستان و آشنایان قطع می شود . خوب این راه کار دارد و کار خیلی سختی نیست . شما می توانید به همه ی دوستان و آشنایان که شماره شما را داشته اند یک پیامک بدهید که شماره جدید من این است و مشکل حل میشود . و حتی اگر امکان تغییر سیم کارت هم نیست  ، حداقل نام آن طرف را در گوشی موبایل حذف کنید . درست است که شماره ی او را می شناید ولی شماره اش به اندازه نام طرف ، شما را منقلب نمی کند . نام ایشان را از گوشی موبایل حذف کنید . نکته ای که خیلی مهم است این است که اگرآثاری از ایشان دارید در جلوی چشم شما نباشد . حتی اگر هدیه معنوی مثلا کتابی بوده ، باز من صلاح نمی دانم . اگر دفترچه ی خاطراتی داشتید و مطالبی از دوران این ارتباط    نوشته اید ، آن قسمتها را حذف کنید . ممکن است سخت باشد ولی خوب رابطه ،       رابطه ی درستی نبوده و خودتان رسیده اید که رابطه تان را قطع کرده اید ، حتما حذف کنید به دو دلیل . یکی اینکه ممکن است که این ها را بخوانید و یاد آوری بشود و وسوسه بشوید که دوباره رابطه برقرار کنید . حالا ممکن است که این دفترچه بماند و سالها بعد که شما ازدواج می کنید ، حواستان هم نیست و دفترچه دست همسر شما      می افتد و این اتفاق کم نیفتاده است . آقا دفتر خاطرات را می خواند درحالیکه خانم اصلا یادش رفته است که دفترچه خاطراتی هم هست و زندگی خراب شده است . کسانی که رابطه شان  را قطع میکنند ، یک موقعیتی ویژه دارند لذا توصیه ی من این است که برنامه ریزی شما باید متنوع تر باشد . حتما باید کارتان را بیشتر کنید . برنامه هایتان را فشرده تر کنید . حتما برنامه تفریحی داشته باشید . با دوستانتان دیدار داشته باشید . باشگاه بروید ، کلاس بروید و وقت تان را پُر کنید . بیکاری برای شما بسیار مضر است . اگر بیکار بمانید ، ممکن است به یاد طرف بیفتید .انزواجویی بسیار خطرناک است . در اتاق خودتان نروید . از لاک خودتان در بیایید . در این جور موقعیت انزوا چیز خطرناکی است . کنار اعضای خانواده بیایید . کنار پدر ، مادر ، خواهر و برادر ، با هم صحبت کنید و تعامل بیشتری داشته باشید . خیلی خیلی میتواند موثر باشد . اینهایی که عرض کردم زمینه ساز فراموشی است ولی مهمترین راه کار چالش با فکر طرف است . شما از همین امروز تصمیم بگیرید که با فکر طرف مقابله کنید . مگر میشود جلوی فکر را گرفت ؟ بله می شود اگر شما اراده کنید ، خیلی کارها میتوانید بکنید . جلوی فکر ایشان را بگیرید  و اجازه ندهید وارد ذهنتان بشود . اگر شما فقط پنج هفته اجازه ندهید که فکر طرف وارد ذهنتان بشود ، با ایشان مقابله می کنید . قطعا هشتاد درصد مشکل حل میشود . فراموش خواهید کرد و یک بیست درصدی هم می ماند که مهم نیست و آرام آرام زمانی می رسد که هر شش سال یک یادی از طرف بکنید . ما موارد بسیار زیادی داشته ایم که اینگونه بوده است . با ذکر لااله الا الله مقابله کنید تا           می خواهید به طرف فکر کنید ، سه چهار بار این ذکر را بگویید . این راه کار بسیار خوبی است . شماره ی معکوس از صد به پایین یا اینکه دو عدد را در ذهن تان جمع کنید . اگر کتاب می خوانید و طرف به ذهنتان میآید ، حروف کتاب را بشمارید و با آن چالش داشته باشید . اگر یک وقت هایی هم موفق نمی شوید و به طرف فکر می کنید ، حتما به این فکر بکنید که اگر این رابطه ادامه پیدا می کرد و دو سه سال دیگر از هم جدا می شدید لطمه سنگین تر بود  و اگر به ازدواج منتهی می شد پیامدهای منفی بسیاری داشت . به خدا توکل کنید . به حضرات معصومین بویژه حضرت معصومه (س) متوسل بشوید . محافل مذهبی در ایام ماه مبارک بسیار موثر است . ما هم برای شما دعا می کنیم که امام زمان کمک کند تا زودتر با این مسئله کنار بیایید . و یک زندگی آرام و طبیعی داشته باشید . بعضی ها برای فرار از این مشکل دلبسته فرد دیگری میشوند که خیلی خطرناک است یا ازدواج میکنند. . ما روایت داریم که مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود . ازدواج برای اینکه طرف را فراموش کنم هم خیلی خطرناک است . حداقل سه ماه و حداکثر شش ماه باید صبر کنید تا این پرونده را ببندید . خودش باید به یک اطمینان نسبی برسد که پرونده ی طرف بسته شده است . این از عوامل خودتحمیلی ازدواج است و ما کم نداریم . ما داریم که طرف به همین قصد ازدواج کرده و مورد قبلی را نتوانسته فراموش کند و وقتی دل در گروی فرد دیگری دارد ، نمی تواند همسرش را دوست داشته باشد . و یک مصیبت دو تا مصیبت میشود. معمولا نشانه ها ما را به یاد طرف می اندازد و این واقعیتی است و باید همه جمع بشود ولی ممکن است که مورد استثنایی هم باشد . بطور کلی توصیه این است که نشانه ها بطور کلی از بین برود .
 
 آقای دهنوی می گویند از رابطه قبل از ازدواج به همسرمان چیزی نگوییم ولی اگر سوال کرد ، می توانیم حقیقت را نگوییم . راهنمایی بفرمایید .
قطعا شما نباید حقیقت را بگویید . از گفتن جواب واقعی یک جورهایی طفره بروید و فرار کنید چون اگر شما بخواهید واقعیت را بگویید ، پیامدهای منفی خیلی زیادی دارد و زندگی شما را نابود می کند و یکی از عوامل تخریب بنیان خانواده همین است . خانم ها و آقایان در این جور موارد باید توریه کنند . دستور دین ما این است یعنی اینکه انسان بدون اینکه دروغ بگوید ، یک جوری حرف بزند که طرف یک جور دیگر برداشت کند . الان یک ظالمی در منزل شما آمده است و یک مظلومی هم در منزل شماست و به شما پناه آورده است و شما می دانید که اگر به او بگویید که او اینجا است ، لطمه می خورد .   میگویید : اینجا نیست و وقتی میگویید اینجا نیست ، نیت صحن حیاط را می کنید . منظورتان این است که در صحن حیاط نیست . ولی او چنین برداشت می کند که مظلوم در خانه ی شما نیست . معروفترین  آن داستان حضرت امیر است که فرد مظلومی به ایشان پناه آوردند و فرد ظالم به دنبال او آمد و از حضرت پرسیدند که شما او را ندیدید ؟ حضرت جایش را عوض کرد و فرمودند که از وقتی که اینجا نشسته ام ، او را ندیده ام . اگر همسرتان بپرسد ، شما توریه کنید و بگویید نه و مقطعی از زندگی تان را مد نظر قرار میدهد ولی همسر شما فکر می کند که تمام طول زندگی تان را می گویید و چنین رابطه ای نداشته اید . درایم : اگر گفتن حقیقت مفسده ای ایجاد کند و بنیان خانواده را خراب کند اگر انسان نتواند توریه کند ، گفتن حقیقت جایز نیست یعنی اینجا مجبور است که دروغ بگوید و این یکی از موارد جواز دروغ است حتی اگر قسم خوردن هم واجب شد اشکالی ندارد و شخص می تواند قسم بخورد . شما حقیقت را نگویید و مطمئن باشید که وظیفه عقلانی و شرعی شما همین است نظام زندگی تان را خراب نکنید . حالا زمانی هست که طرف مدرک آورده است مثل فیلم و عکس . اینجا باید اعتراف به اشتباه بکند . جبران کند و بگوید : از روی ناپختگی و جوانی بوده است  و توبه کرده ام و قبل از ازدواج با شما سالها اشک ریخته ام و در زندگی با شما هم خطایی نکرده ام و در رفتارشان دقت کنند با مهربانی و عطوفت رفتار کنند . حالا آقا میداند و دو تا بچه دارد . آموزه های دینی می گوید : عفو کن و روایات زیادی در این مورد گفته ایم . اگر     نشانه ای نیست ، نگفتن آن عدم صداقت شما را نمی رساند . ولی وقتی آشکار بشود باید اعتراف کند . این سوال غیر منطقی و غیر عقلانی است . خواهش می کنم این سوالها را از هم نکنید . آقا بعد از چند سال این سوال را می کند . این خیلی سوال بدی است . خوب اینجا دو حالت پیش می آید . یا اینکه دروغ میگوید چون نظام خانواده اش بهم       می خورد و جواز این را هم دارد ولی بالاخره قبح دروغ ریخته می شود . ممکن است در آینده هم دروغ هایی به شما بگوید که جایش نیست. یا اینکه بخاطر احساس گناه یا صداقت راست می گوید و شما آقای عزیز که ویژگی غیرت دارید و زندگی تان         بهم می ریزد . در اینجا بستر شیطان هم هست و به جان طرف می افتد و یک کلاغ چهل کلاغ هم می کند و دایره ی آن را هم گسترده می کند و میگوید : از کجا معلوم همه ی حقیقت را هم به تو گفته باشد ، شاید 90 درصد را به تو نگفته و او گفته با یک نفر رابطه داشته ، شاید با چند نفر دیگر هم رابطه داشته است و نظام زندگی تان بهم        می خورد . اعتماد شما از همسرتان سلب می شود و دیگر شما به همسرتان محبت نمیکنید چون به او اعتماد ندارید . اسلام تاکید می کند که این جور سوالها را نپرسید . در سوره ی 101 سوره مائده خداوند می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید از چیزهایی که شما را ناراحت می کند سوال نکنید . این از همان سوالات است . این سوال نابجا و غیر منطقی است .
 
 آیا در هنگام فرایند خواستگاری می شود از رابطه ی قبل از ازدواج  طرف سوال بشود ؟
آیا ببینیم که اصل سوال درست است یا خیر . در مورد زن و شوهر گفتیم که این سوال مطلقا غلط است ولی در فرایند خواستگاری نمیتوانیم بگوییم که این سوال نشود . اصل این است که این سوال نشود . شما که به خواستگاری خانواده ی محترم فرض بر این است که تحقیق اجمالی کرده اید و به خواستگاری رفته اید یا به خواستگاری شما آمده اند ، این سوال جایی ندارد و توهین است . خوب نیست مگر اینکه در تحقیقات        گزارش هایی شنیده اند و دچار شک شده اند  و فهمیده اند که ارتباطاتی داشته است . در اینجا اشکالی ندارد البته خیلی لطیف ، محترمانه ، مودبانه و غیر مستقیم . در اینجا تردید ایجاد شده است ، باید بطور غیر مستقیم سوال کنند که مثلا خانم شما در زمان مجردی نظرتان در مورد دوستی های قبل از ازدواج چیست؟ خانم توضیح می دهد ، یا آقا قانع می شود وشک و ترید از بین می رود و اگر از بین نرفت در یک جلسه گفتگو خیلی مودبانه این را مطرح کنند که در گزارش هایی که در تحقیق به ما داده اند ، گفته اند که شمابا فردی ارتباط داشته اید . در اینجا توضیح میدهد . گاهی خانم می گوید فلان شخص نگفته و سریع فهمیده که چه کسی این حرف را زده است و توضیح می دهد که این خانواده با ما دشمنی دارد و همه میدانند . مثلا خواستگاری دخترآمده اند و دختر قبول نکرده است . و یا مشکلات دیگری با هم دارند . حالا اگر آقا قانع شد که هیچ و اگر قانع نشد ازدواج نمی کند و روزه شک دار نمیگیرد . ما نگران هستیم که این سوال مطرح نشود و این تردید بماند واین ها با هم ازدواج کنند و شیطان به وسط می آید و زندگی بهم می ریزد . البته ما اصل را بر این میگذاریم که خانواده ای که شما به خواستگاری رفته اید ، محترم هستند و نیازی به این سوال نیست . البته گناهانی که در زندگی خیلی تاثیر دارد را باید پرسید البته با سوال های غیر مستقیم مثل  دیدگاه و نظر شما چیست  . حالا زمانی رابطه ای بوده و بقال محل هم می داند و آشکار شده است ، باید این را بگوید . زیرا این بعدا لومی رود و باعث استرس می شود . اگر لو برود ، مرد بخاطر ویژگی که دارد احساس زیان میکند و فکر می کند سرش کلاه رفته است و بهانه گیری ها شروع میشود و زندگی بهم می خورد . حالا خانم میگوید : آقای دهنوی اگر این را بگوییم خواستگارمی پرد ، چکار کنیم ؟ در اصل روانشناسی ما یک اصلی داریم بنام اصل  مواجه با پیامدها ی طبیعی رفتار . یعنی وقتی انسان یک رفتاری میکند طبیعی است که باید با پیامدهای آن مواجه بشود . شما اشتباه کرده اید و حالا مجبور هستید تاوان آن رابطه را بدهید . و تاوان  شما این است که خواستگاران شما کم میشود . ولی این جوری نیست که شما دیگر اصلا ازدواج نکنید . در ضمن شما فقط به خود طرف      می گویید ، به خانواده اش لازم نیست که بگویید . چون بحث آبرو هست و اگر احتمال بدهند که وصلت صورت میگیرد ، آن موقع بگویند . اگر احتمال وصلت نیست گفتن ندارد . درست است که تعداد خوستگاران کم می شود ولی  ضررش نگفتنش بیشتر است . دلهره و اضطراب ها . البته بوده است که آقا هم وضعیت مشابه با خانم را داشته و خودش هم اهل ارتباط بوده و میتواند کنار بیاید . یا ممکن است از لحاظ موقعیت  از خانم پایین تر است . یا شرایط مطلوب دیگر خانم را دیده و حساب می کند که این خانم آنقدر خوبی دارد که این را می پوشاند و قبول میکند که با این خانم با این شرایط ازدواج کند .
 
 در چه شرایطی خانم نباید با خواستگارانش درباره ی ارتباطات قبل از ازدواجش صحبتی بکند ؟
اگر دیگرانی از این ارتباط آگاه هستند و احتمال گزارش دادن هست یا ممکن است که خود طرف آشکار بکند ، در اینصورت باید بگویند . حالا کسی آگاه نیست که گزارشی بدهد و امکان آشکارشدن از طرف خود شخص نیست مثلا طرف مرده یا به خارج از کشور رفته یا خانم آدرس ، شهر و خانه شان را  عوض کرده اند و دیگر امکان لو رفتن نیست  یا اینکه خانم با توجه به شناختی که از او دارد ، می داند که گزارش نمی دهد و به خانواده ایشان ورود پیدا نمی کند و مهمتر از این ها این است که خانم توبه هم کرده باشند و به درگاه خدا برگشته باشند ، اینجا دیگر گفتن ندارد . من روی نکته آخر خیلی تاکید می کنم یعنی روی بحث توبه . در بحث تعالیم دین ما ، وقتی انسان توبه می کند دیگر گناهی ندارد ، پس حالا چون گناهی نیست اعتراف به گناه هم معنا ندارد . دیگر گناهی نیست ، به چه چیزی می خواهند اعتراف کنند . این باب توبه که در دین ما باز است واقعا باب قشنگی است .  خیلی پدیده ی زیبایی است که من گمان میکنم درهیچ دینی به این شکل نباشد . و این لطفی است که خداوند بزرگ در حق ما بنده هایش کرده است . حالا اگر ارتباطاتی داشته اند بویژه در این ماه مبارک رمضان و این شب های ویژه قدر ، غنیمت بشمارند  به طرف خدا برگردند و ارتباطشان ر ا قطع کنند و بعد ببینند که درهای رحمت الهی به رویشان باز میشود . چیزی که در بحث توبه خیلی مهم است و مطرح میشود این است که توبه زمان دارد یعنی اگر خداوند اراده اش بر این قرار گرفت که دیگر در این دنیا نباشیم و عمرمان به پایان رسید و قراینی بر مرگ ایجاد بشود ، آنجا دیگر جای توبه نیست . در قرآن داریم : کسانیکه اعمال ناشایست انجام میدهند و هنگامی که زمان مرگشان فرا می رسد  توبه می کنند توبه آنان مورد قبول قرار نمی گیرد . پس دراین شب عزیز ارتباط خود را قطع کنید . در اینجا انسان با اختیار توبه میکند و اختیار بر توبه دارد ولی هنگام مرگ این طور نیست و بخاطر همین توبه اش پذیرفته نیست .
 آیا بعد از گناه عذاب وجدان وجود دارد ؟ من با وجود دو فرزند بخاطر عذاب وجدان به شوهرم در باره ی روابط  قبلا از ازدواج خودم گفتم و زندگی ام سیاه شد .
من بارها عرض کرده ام که وقتی انسان توبه می کند ، احساس گناه دیگر معنا ندارد . چون آدمی که توبه می کند گناه ندارد . وقتی گناه نبود ، احساس گناه هم معنا ندارد . ما چقدر آموزه ی دینی داریم . رسول اکرم فرمودند : کسی که از گناه توبه میکند مثل کسی است که گناه نکرده است .  این دیگر تعارف ندارد و کلام رسول بزرگوار اسلام است . در آموزه های دینی باز داریم که کسی که از گناه خودش توبه میکند مثل کسی است که از مادر متولد شده است . یک نوزاد آیا گناه دارد ؟ واقعا احساس گناه معنا ندارد . البته همه ی این ها بشرطی است که توبه واقعی باشد و زبانی نباشد . اول اینکه پشیمان  بر گناه باشد و دیگری اینکه دیگر آن گناه را انجام ندهد . و اگر حقوقی از مردم یا خدا ضایع شده است را ادا کند . مثلا ممکن است این کاری که میکرده جلوی نمازخواندن را می گرفته ، خوب این حق الله است و باید قضای آنرا به جا بیاورد . یا روزه نگرفته باید آنرا بجا بیاورد . یکسری کفارات بر عهده اش است که اگر مادی باشد باید آنرا بپردازد . عمل صالح انجام بدهد . و اگر بخاطر این گناه حقی از کسی ضایع شده است ، مالی تصرف شده ، آبرویی ریخته شده ، غیبتی ، تهمتی و افترایی بوده همه ی اینها باید جبران بشود . اگر این اتفاق افتاد ، میشود توبه واقعی ، این همان توبه نصوحی که در قرآن به آن امر شده است . یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبةً نصوحا : ای کسانی که ایمان   آورده اید با توبه خالص به سوی خدا برگردید . البته راجع به این آیه بیست و سه تفسیر کرده اند که توبه نصوح چیست ؟ ولی در واقع همین است که اگر این جور مسائل رعایت بشود و اگر توبه ، توبه ی نصوح باشد ، توبه واقعی باشد ، همه ی گناهان آمرزیده میشود به هر اندازه و مقداری که باشد .  اگر به تعداد ریگ های بیابان یا به تعبیری از رسول گرامی به اندازه ی کوه ابوقبیس باشد . قرآن می فرماید : ای کسانی که با گناهان خودتان بر خودتان ستم کردید از رحمت خدا مایوس نشوید زیرا خداوند تمام گناهان شما را می بخشد و او آمرزنده و مهربان است . الف و لام قبل از ذنوب یعنی کل ذنوب و برای اینکه ما دغدغه نداشته باشیم قید جمیعا هم بعد از آن آورده است یعنی همه ی گناهان . بعضی از مفسران این آیه را به کسانی در تاریخ تطبیق داده اند که گناهانشان خیلی عجیب بوده است . در تفاسیر به وحشی غلام هند جگرخوار که همه ی عزیزان می دانند که چه جنایتی مرتکب شد ، عموی پیامبر حمزه را به شکل فجیعی به شهادت رساند . گناهش خیلی بزرگ بوده است . بعضی از مفسران می گویند که این آیه برای اوست . حتی تطبیق می دهند به آن جوان نبّاش که نبش قبر می کرد و کفن      مرده ها را می دزدید . در یکی از این موارد که کفن خانمی را دزدید و مرتکب گناه بزرگی شد که حتی پیامبر اسلام وقتی فهمیدند که این گناه را مرتکب شده است ، متاثر شدند چون خیانت بزرگی کرده بود و بعضی ها میگویند که این آیه برای او نازل شده است .  شما بدانید که اگر توبه واقعی بکنید ، گناهان شما بخشیده میشود . حالا که      همه ی گناهان بخشیده میشود ، احساس گناه معنا ندارد . این ها وسوسه های شیطان است و میترسم که زندگی ها را خراب کند . در بحث زندگی که آنرا خراب میکند و حتی در بحث خواستگار هم همینطور است . وقتی طرف لو نمی دهد و توبه هم کرده ، دیگر گفتن ندارد . حالا بعضی ها میگویند : اگر به خواستگارمان نگوییم خیانت است و بهتر است که بگوییم و بار گناه را از دوش مان  برداریم . دختر عزیزم شما دیگر گناهی ندارید ، بنابر این احساس گناه معنا ندارد . 



یکشنبه 20 فروردین 1396 03:42 ب.ظ
Heya i'm for the primary time here. I came across this board and I find It really useful & it helped me out a lot.
I'm hoping to give one thing back and help others like
you aided me.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...