تبلیغات
رازدل - در مراسم شب تاسوعای بیت رهبری
» سال نو مبارک
» شیرینی مهمانی خدا را بچشیم-1
» نگاهی به پروژه عادی سازی روابط نامشروع در سری بازی‌های Fallout
» ناشنیده‌هایی از «امام»دربارۀ «زنان»(1)
» «اقتصاد مقاومتی در اقدام و عمل» از نگاه معاون اسبق بانک مرکزی
» تأثیر تصوف بر ایلخانان مغول
» نفوذ آمریکا چه بر سر کره جنوبی آورد؟
» ازدواج؛ ناموس طبیعت، دستور شریعت
» موضوع نفوذ
» ادامه سخرانی پناهیان(لااقل باید اهل مسابقه را دوست داشته باشیم)
» ذهنیت مسابقه
» تصمیم گیری ایرانیان برای مردم جهان
» با فضای مجازی چه کنیم؟
» چوئن‌لای تا سیاست درهای باز
» هضم هویت انسانی در دل فضای مجازی
 رازدل
درباره ما
خدایا کمکم کن که نباشم به ظاهر با ایمانی که در نزد تو به به بی ایمانی معروف است
مهربانی مبنای زندگی ام واخلاص وبندگی تنها ارزویم
تمام دنیا رو بدن خدا نباش نمی خوام هستی ودنیا رو بدن خدا نباش نمی خوام
تمام علایم اخرالزمان رخ بدهد وما مردم اماده نباشیم ظهور نخواهد رسید
اینجا تهران است ستاره ها غروب کرده دعا کنید
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
در مراسم شب تاسوعای بیت رهبری
+ نویسنده سید محمود در 11:21 ب.ظ | نظرات()

پناهیان: باید «نفوذپذیران» را بشناسیم/ اولین «قهر نبوی» در برخورد با دوقطبی‌سازی عبدالله‌بن‌ابی بود/ پیام معاویه به اشعث: ما در میان اصحاب علی(ع) فقط تو را قبول داریم!/ نفوذپذیران کسانی هستند که نوعی ولایت‌گریزی دارند/ آیت الله بهجت(ره) در اواخر عمر: هر چه ضربه خورده‌ایم از نفوذ بوده

حضرت آیت‌الله‌العظمی بهجت(ره) در اواخر عمر شریفشان در بحث جهاد-که در درس خارج داشتند- تأکید می‌کردند که ما هرچه ضربه خورده‌ایم از نفوذ بوده است. و بعضی از موارد را توضیح می‌دانند؛ از نفوذ در خانه‌های علماء توضیح می‌دادند تا نفوذ در بین مملکتی‌ها. ایشان در سال 1371یک جمله‌ای دارند که آن جمله را صریحاً قرائت نمی‌کنم، نمی‌خواهم سوءتفاهم‌برانگیز صحبت کنم، می‌خواهم فقط اصل مطلب را منتقل کرده باشم. که صریحاً می‌فرمایند: باید مراقبت کرد؛ دشمن دست از نفوذ بر نمی‌دارد.

 

نفوذی‌ها و نفوذپذیرها در تاریخ اسلام/1. پیامبر(ص) مسجدی که بنابود پایگاه نفوذ شود را آتش زد و زباله‌دانی کرد

  • شخصی بود به نام «ابوعامر» که قبل از هجرت رسول گرامی اسلام(ص) در مدینۀ منوره برای خودش مریدانی داشت. او برای خودش راهب و زاهدی بود و در امور معنوی یکی از سرآمدهای مردم مدینه بود. با آمدن پیامبر گرامی اسلام(ص) و طلوع نور مقدس‌شان در مدینه، کار ایشان از رونق افتاد. ایشان به پیامبر اکرم(ص) ایمان نیاورد، بلکه به مشرکین پیوست و حتی از آنها درخواست کرد به پیامبر گرامی اسلام(ص) و به مردم مدینه و مسلمانان حمله کنند. گفته می‌شود که در یکی از جنگ‌ها(جنگ احد) بخشی از نقشه‌های جنگی دشمن، کار ایشان بود.(تفسیر نمونه و المیزان/ذیل آیۀ 107سورۀ توبه)
  • ابوعامر، بعدها گفت من می‌روم به رومیان می‌پیوندم. حالا اینکه او موفق شد با رومیان تماس برقرار کند یا نه، به‌هرحال از آنجا نامه‌ای به منافقین مدینه نوشت که «من با لشکری از رومیان خواهم آمد و کار پیامبر را یکسره خواهم کرد. تا وقتی من بیایم، شما پایگاهی در مدینه برای من درست کنید.» رفقای او می‌خواستند یک پایگاه نفوذی درست کنند، اما نمی‌شد معبد و جایگاه دیگری از این قبیل، برایش بسازند، لذا مسجدی ساختند و برای اینکه وجاهت این مسجد را حفظ کنند تا رئیس‌شان-ابوعامر- بیاید، از رسول خدا(ص) خواستند که شما به این مسجد تشریف بیاورید و این مسجد را به وجود خودتان متبرک کنید. حضرت که در مسیر یکی از غزوات بودند، فرمودند: وقتی برگردم به سراغ مسجد شما خواهم آمد.
  • وقتی پیامبر(ص) به مدینه برگشتند، آیه نازل شد که پیامبر من! این مسجد هیچ چیزی جز ضرر ندارد، که نامش مسجد «ضرار» شد- هیچگاه در آن نماز نخوان. (وَ الَّذِینَ اتخََّذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا ...؛ توبه/107) رسول خدا(ص) به عمار یاسر و برخی دیگر دستور دادند، بروید این مسجدی که می‌خواهد پایگاه نفوذ دشمنان دین شود را آتش بزنید و آن را خراب کنید. لذا مسجد را آتش زدند و خراب کردند و بنا شد آنجا زباله‌دانی مردم مدینه شود. (تفسیر نمونه و المیزان/ذیل آیۀ 107سورۀ توبه)
  • رسول خدا(ص) با این قدرت، شاید جلوی اولین عملیات نفوذ را گرفتند. آنها می‌خواستند با «جریان‌های به‌ظاهر معنوی» نفوذ کنند، اما رسول خدا(ص) جلوگیری کردند.

بالاتر از موضوع نفوذ، باید به «نفوذپذیران» توجه کنیم

  • قصۀ نفوذ در تاریخ اسلام قصۀ بسیار پُر پیچ و تابی است. نه‌تنها موضوع نفوذ، بلکه از آن بالاتر، موضوع دیگری که باید به آن خیلی توجه کنیم «نفوذپذیران» هستند؛ یعنی کسانی که نفوذ روی آنها تأثیر دارد. در مسیر تاریخ نورانی پیامبر گرامی اسلام(ص) نام یک «نفوذپذیر» به نام «عبدالله بن اُبَی» دیده می‌شود که البته بعضی‌ها هم گفته‌اند که اصلاً او خودش نفوذی بوده است. اما بالاخره او یکی از منافقین بود.

2. عبدالله بن اُبی می‌خواست دوقطبی مهاجر و انصار ایجاد کند

  • نفاق عبدالله بن اُبی، چه‌وقت خیلی دیده شد؟ در جریان جنگ احد، وقتی که سپاه اسلام در مضیقه قرار گرفت، او حدود 300 نفر از مسلمانان را که در دفاع از پیامبر(ص) مشارکت داشتند، به عقب کشید. این یک مورد از خیانت‌های او بود.
  • اما جایی که دربارۀ او سوره‌ای-به نام سورۀ منافقون- نازل شد، آنجایی بود که در مسیر یکی از غزوات(غزوۀ بنی مصطلق) او می‌خواست «دوقطبی» در جامعه ایجاد کند؛ دوقطبی مهاجر و انصار-البته دوقطبی به اصطلاح امروزِ ما- او می‌گفت: وقتی به مدینه برگردیم من این دوقطبی را راه می‌اندازم و مهاجرین را از مدینه بیرون می‌کنم(لَئنِ رَّجَعْنَا إِلىَ الْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنهَْا الْأَذَل؛ منافقون/8)

سَمَّاعُونَ لَهُمْ، عبارت کلیدی قرآن برای نفوذپذیرهاست

  • یکی از آیات قرآن که به این‌قبیل افراد اشاره می‌کند-که خوب است این به عنوان یک کلیدواژه یادمان باشد- این است که خداوند متعال می‌فرماید: «وَ فیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ»(توبه/47) یعنی در میان شما کسانی هستند که «سمّاعون لهم» هستند، یعنی کسانی که «حرف‌های آنها را خیلی شنونده‌ هستند» و در همین آیه هست که اینها موجب فتنه می‌شوند(وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَه) یکی از این فتنه‌گرها همین آقای عبدالله بن ابی است.

اولین «قهر نبوی» در برخورد با دوقطبی‌سازی عبدالله‌بن‌ابی بود

  • وقتی آن صحبت‌های عبدالله بن ابی-دربارۀ ایجاد دوقطبی مهاجر و انصار- به رسول خدا(ص) رسید، در ابتدا رسول خدا(ص) نمی‌خواستند بپذیرند. این مطلب را از جوانی به نام «زید بن ارقم» شنیدند. رسول خدا(ص) به او فرمودند: زید بن ارقم! شاید تو اشتباه شنیده‌ای. گفت: نه آقا، من خودم شنیدم که عبدالله بن ابی، در جمع مریدانش ایستاد و گفت: وقتی که ما به مدینه برگردیم مهاجرین را بیرون می‌کنیم. رسول خدا(ص) اول با این موضوع خیلی بزرگوارانه برخورد می‌کردند، تا اینکه بالاخره مسأله برای ایشان ثابت شد.(تفسیر قمی/‏2/ 368)
  • در تاریخ آورده‌اند که پیامبر(ص) بعد از مطلع شدن از این مسأله، یک روز کامل-شاید تا سحر فردای آن روز- با مردم حرف نزدند.(فَسَارَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْمَهُ کُلَّهُ لَا یُکَلِّمُهُ أَحَدٌ؛ تفسیر قمی/‏2/369) قهر نبوی خودش را آنجا نشان داد.

 




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...