تبلیغات
رازدل
» سال نو مبارک
» شیرینی مهمانی خدا را بچشیم-1
» نگاهی به پروژه عادی سازی روابط نامشروع در سری بازی‌های Fallout
» ناشنیده‌هایی از «امام»دربارۀ «زنان»(1)
» «اقتصاد مقاومتی در اقدام و عمل» از نگاه معاون اسبق بانک مرکزی
» تأثیر تصوف بر ایلخانان مغول
» نفوذ آمریکا چه بر سر کره جنوبی آورد؟
» ازدواج؛ ناموس طبیعت، دستور شریعت
» موضوع نفوذ
» ادامه سخرانی پناهیان(لااقل باید اهل مسابقه را دوست داشته باشیم)
» ذهنیت مسابقه
» تصمیم گیری ایرانیان برای مردم جهان
» با فضای مجازی چه کنیم؟
» چوئن‌لای تا سیاست درهای باز
» هضم هویت انسانی در دل فضای مجازی
 رازدل
درباره ما
خدایا کمکم کن که نباشم به ظاهر با ایمانی که در نزد تو به به بی ایمانی معروف است
مهربانی مبنای زندگی ام واخلاص وبندگی تنها ارزویم
تمام دنیا رو بدن خدا نباش نمی خوام هستی ودنیا رو بدن خدا نباش نمی خوام
تمام علایم اخرالزمان رخ بدهد وما مردم اماده نباشیم ظهور نخواهد رسید
اینجا تهران است ستاره ها غروب کرده دعا کنید
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
برای نزدیک شدن به خدا/ج3
+ نویسنده سید محمود در 12:17 ب.ظ | نظرات()

پناهیان: تقرّب به خدا اصلی‌ترین موضوع در عالم امکان/ بسیاری از مؤمنین دربارۀ موضوع تقرب به خدا دچار غفلت اساسی هستند/ وقتی در مدرسه اندیشیدن یاد ندهند و فقط به حفظیات نمره دهند، جوان ما اندیشیدن را یاد نمی‌گیرد/ فکر کن! کسی جز خدا می‌تواند پاسخ ما باشد؟!/ هدف زندگی ما ملاقات خداست/ ظهور هم مرحله‌ای از لقاءالله است/ فقط مشتاقان ملاقات خدا می‌توانند امام زمان(ع) را بیاورند 

هدف ما رسیدن به ملاقات خدا در بهترین وضعیت است. ما می‌توانیم سطح این ملاقات را برای خودمان تعیین کنیم. ما می‌توانیم کیفیت این ملاقات را افزایش دهیم. ما می‌توانیم این ملاقات را در بهترین شرایط انجام دهیم. ما می‌توانیم مشتاق این ملاقات بشویم. تو اگر فکر کنی، به این هدف می‌رسی و بعد اگر فکر کنی، عاشق این هدف خواهی شد. اگر به یاد این هدف باشی، مشتاقش خواهی شد؛ همه‌اش دست خودت است. پس سرِ خودت را-با چیزهای دیگر-شلوغ نکن؛ آرام باش

موضوع تقرّب به خدا اصلی‌ترین موضوع در عالم امکان است/ در هر محرّم باید به کلیدی‌ترین موضوعات پرداخت

  • پس از اینکه در دو جلسۀ قبل دربارۀ هدفدار بودن انسان صحبت کردیم-که مقدمه‌ای برای بحث «نزدیک شدن به خدا» قرار گرفت- در این جلسه می‌خواهیم به اصل بحث خودمان دربارۀ موضوع تقرّب به خدا بپردازیم.
  • وقتی داریم دربارۀ این هدف صحبت می‌کنیم، در واقع داریم دربارۀ اصلی‌ترین موضوعی که در عالم امکان وجود دارد، سخن می‌گوییم. بقیۀ موضوعات نسبت به این موضوع، فرعی خواهند بود. ما در هر محرم، از خودمان انتظار تحول داریم، نه اینکه بنشینیم و به هم تذکر بدهیم. در هر محرم باید به کلیدی‌ترین موضوعات پرداخت که نیاز حیاتی و اساسی ما و جامعه است. و بعد از آن منتظر دو اتفاق هستیم؛ یکی اینکه در خودمان یک تحول اساسی رخ بدهد، و دیگر اینکه این تحول در جامعۀ ما به چشم بخورَد.

 


ادامه مطلب

مقتل حضرت عبدالله
+ نویسنده سید محمود در 11:10 ق.ظ | نظرات()

مقتل عبدالله بن حسن (ع) 

 

مقتل حضرت عبدالله بن حسن علیه السلام

متن عربی :

وَ قَدْ ضَعُفَ عَنِ الْقِتَالِ …. .فَقَالَ ع بِسْمِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّهِ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ إِلَهِی تَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقْتُلُونَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّهِمْ.ثُمَّ ضَعُفَ مِنْ کَثْرَهِ انْبِعَاثِ الدَّمِ… فَلَبِثُوا قَلِیلًا ثُمَّ کَرُّوا عَلَیْهِ.
فَخَرَجَ إِلَیْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ وَ هُوَ غُلَامٌ لَمْ یُرَاهِقْ مِنْ عِنْدِ النِّسَاءِ یَشْتَدُّ حَتَّى وَقَفَ إِلَى جَنْبِ الْحُسَیْنِ ع فَلَحِقَتْهُ زَیْنَبُ بِنْتُ عَلِیٍّ ع لِتَحْبِسَهُ فَامْتَنَعَ امْتِنَاعاً شَدِیداً وَ قَالَ لَا أُفَارِقُ عَمِّی فَأَهْوَى بَحْرُ بْنُ کَعْبٍ إِلَى الْحُسَیْنِ  فَقَالَ لَهُ الْغُلَامُ وَیْلَکَ یَا ابْنَ الْخَبِیثَهِ أَ تَقْتُلُ عَمِّی فَضَرَبَهُ بِالسَّیْفِ فَاتَّقَاهَا بِیَدِهِ فَبَقِیَتْ عَلَى الْجِلْدِ مُعَلَّقَهً فَنَادَى یَا عَمَّاهُ فَأَخَذَهُ وَ ضَمَّهُ إِلَیْهِ وَ قَالَ یَا ابْنَ أَخِی اصْبِرْ عَلَى مَا نَزَلَ بِکَ وَ احْتَسِبْ فِی ذَلِکَ الْخَیْرَ فَإِنَّ اللَّهَ یُلْحِقُکَ بِآبَائِکَ الصَّالِحِینَ. فَرَمَاهُ حَرْمَلَهُ فَذَبَحَهُ. فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع اللَّهُمَّ إِنْ مَتَّعْتَهُمْ إِلَى حِینٍ فَفَرِّقْهُمْ فِرَقاً وَ اجْعَلْهُمْ طَرائِقَ قِدَداً وَ لَا تَرْضَ عَنْهُمْ أَبَداً.

ترجمه :
سالار شایستگان دیگر توان ایستادن نداشت که از جنگ باز ایستاد….. نداى امام حسین علیه السّلام به آسمان برخاست و سر به جانب آسمان بلند کرد و نیایشگرانه گفت: خدایا، تو خود مى دانى که اینان فرزند دخت فرزانه پیامبرشان را مى کشند….آن تبهکاران سنگدل اندکى درنگ کردند و دگر باره بر آن آموزگار والاییها هجوم بردند. در همان لحظاتى که حسین علیه السّلام بر شهادتگاه، خود با لب تشنه و غرق در خون در انتظار شهادت بود، یادگار ارجمند برادرش، «عبد اللَّه»، فرزند امام حسن که کودکى هوشمند بود، از سراپرده بانوان بیرون آمد و شتابان خود را به عموى گرانمایه اش حسین علیه السّلام رسانید تا عمو را یارى کند.
عمه اش «زینب» خود را به او رساند تا وى را به خیمه ها بازگرداند، امّا او پایدارى کرد و بازنگشت و فریاد بر آورد که: «لا افارق عمّى!» به خداى سوگند از عمویم


ادامه مطلب

فرزندان حضرت زینب (س) در روز عاشورا
+ نویسنده سید محمود در 01:25 ق.ظ | نظرات()

 

محرم,ویژه نامه,ویژه نامه محرم,امام حسین,حسین,شهادت امام حسین,کربلا,عاشورا,سیدالشهدا,حضرت رقیه

در روز عاشورا، وقتی نوبت به جوانان هاشمی رسید. فرزندان زینب کبری (سلام الله علیها) نیز خود را آماده قتال کردند.
حضرت زینب (سلام الله علیها) در این موقع که فرزندان دلبند خود را راهی قتال با دشمنان دین و قرآن می کرد، حالتی دگرگون داشت. او عقیلة بنی هاشم است. او نائبة الامام است. اصلاً او شریک کربلای حسین (علیه السلام) است. نه بدین جهت که بنابر نقل، فرزندان خود را با دست خود کفن پوش و فدیة راه حسین (علیه السلام) کرده ، که از لحظه ای که از دامن زهرای مرضیه (سلام الله علیها) پای به عرصه وجود گذاشته، دیده به دیدار حسین (علیه السلام) باز کرده است. برای همین است که اهل دل، آفرینش او را برای کربلا معنا کرده اند.
مگر نه آنکه در زمان حضور در کوفه، در مجلس تفسیر قرآن، وقتی آیه شریفة ”کهیعص“ را برای زنان کوفی تفسیر می کرد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود:
این عبارت ”کهیعص“ رمزی در مصیبت وارده بر شماست و کربلا را برای آن مخدّره ترسیم کرد. 
بسیاری می گویند: زینب کبری (سلام الله علیها)، دو فرزند خود را مهیای نبرد کرد و به آنها تعلیم داد که اگر با امتناع آن حضرت مواجه شدید - کما اینکه آن مظلوم حتی غلام سیاه را از قتال بر حذر می داشت - دائی خود را به مادرش فاطمه (سلام الله علیها) قسم دهید تا اجازه میدان رفتن بگیرید.
پس از این مراحل ابتدا محمد بن عبدالله بن جعفر به میدان آمد و این رجز را سر داد: 
اشکوا إلی اللهِ منََ العدوانِ 
قِتل قومٍ فی الوری عمیانِ
قَد ترکوا معالِمَ القُرآنِ 
و مُحکمَ التَنزیلِ و التِّبیانِ
وَ اَظهروا الکُفرَ مَعَ الطُّغیانِ


ادامه مطلب

برای نزدیک شدن به خدا/ج2
+ نویسنده سید محمود در 10:54 ق.ظ | نظرات()

پناهیان: آدم باشخصیتی که از دین خوشش نمی‌آید حتماً برایش سوءتفاهم شده/ بیایید با «فکر» هدف عالی انتخاب کنیم، نه با موعظه/ چرا 20 سال است که رهبر انقلاب، بر کتاب خاطرات شهدا تقریظ می‌نویسند؟/ خاطرات شهدا انسان را به فکر وادار می‌کند/ روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می‌آورد/ هیچ‌وقت فکرها مثل محرم باز نیست و مردم این‌قدر عمیق‌ نمی‌توانند فکر کنند

 آدم باشخصیتی که از دین خوشش نمی‌آید حتماً برایش سوءتفاهم شده/ بیایید با «فکر» هدف عالی انتخاب کنیم، نه با موعظه/ چرا 20 سال است که رهبر انقلاب، بر کتاب خاطرات شهدا تقریظ می‌نویسند؟/ خاطرات شهدا انسان را به فکر وادار می‌کند/ روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می‌آورد/ هیچ‌وقت فکرها مثل محرم باز نیست و مردم این‌قدر عمیق‌ نمی‌توانند فکر کنند

انسان برای دینداری خوب، قبلاً باید ویژگی‌های شخصیتی مناسبی داشته باشد؛ مثل حیا و عاطفۀ انسانی


ادامه مطلب

برای نزدیک شدن به خدا/ج1
+ نویسنده سید محمود در 10:20 ق.ظ | نظرات()

پناهیان: مهمترین عامل حرکت‌دهندۀ ما به سوی هدف، جاذبۀ خود هدف است/ هدفی که نمی‌شود با آن عشق‌بازی کرد را دور بیندازید/دلیل برخی بی‌دینی‌ها عدم پیشنهاد اهداف عالی برای دینداری است/ بدون نجات مردم منطقه، نمی‌توانیم به منافع ملی خودمان برسیم

نمی‌شود من در خانۀ خودم، فرزندم را طوری تربیت کنم که به او بگویم: «هدف خودت را لقاء الله و ظهور حضرت و نجات بشریت از ستم قرار بده» ولی جوان من در جامعه‌ای زندگی کند که سیاسیونش بگویند: «هدف ما به چاردیواری خودمان محدود است» چرا که طبق فرمایش امیرالمؤمنین(ع) مردم به امرا و سیاسیون خودشان شبیه‌ترند تا به پدران خودشان. لذا من نمی‌توانم فرزند خود را با آن اهداف بالا و عالی تربیت کنم؛ اگر سیاسیون سطح اهداف را پایین بیاورند.

ائمۀ هدی(ع) و اولیاء خدا بیشترین گریه‌های‌شان به‌خاطر رفتار بد نبوده است، بلکه به‌خاطر عشق‌بازی با هدف بوده است. مدام به آن نقطه‌ای که می‌خواهند به آن برسند، توجه می‌کنند. ولی ما فقط جلوی پای خودمان را می‌بینیم و زیاد به هدف توجه نمی‌کنیم... زندگی کردن بدون نیت ، ولنگاری می‌آورد و در جریان زندگی آدم را نابود می‌کند. کسی که رها و بی‌هدف باشد، یا هدف داشته باشد اما به اهداف بلندش زیاد نگاه نکند و کارهایش ربطی به اهداف بلندش نداشته باشد، زندگی‌اش خوش و خرّم نخواهد شد

یکی از جاهایی که شیطان ما را غافل می‌کند برخورد سطحی با «تعیین هدف» است/ باید بدانیم که «من دقیقاً می‌خواهم به کجا برسم؟»


    ادامه مطلب

    حضرت رقیه
    + نویسنده سید محمود در 09:48 ق.ظ | نظرات()



    غمنامه حضرت رقیه (س)
    + نویسنده سید محمود در 02:19 ق.ظ | نظرات()

     

    غمنامه حضرت رقیه (س)

    غمنامه حضرت رقیه (سلام الله علیها)

    نویسنده:حاج شیخ علی ربانی خلخالی

    رقیه علیه السلام در عاشورا

    در بعضى روایات آمده است : حضرت سكینه علیها السلام در روز عاشورا به خواهر سه ساله اى (كه به احتمال قوى همان رقیه علیه السلام باشد) گفت : بیا دامن پدر را بگیریم و نگذاریم برود كشته بشود(سلام الله علیها).
    امام حسین علیه السلام با شنیدن این سخن بسیار اشك ریخت و آنگاه رقیه علیها السلام صدا زد : بابا! مانعت نمى شوم . صبر كن تا ترا ببینم (سلام الله علیها) امام حسین علیه السلام او را در آغوش گرفت و لبهاى خشكیده اش را بوسید. در این هنگام آن نازدانه ندا در داد كه :
    العطش العطش ، فان الظما قدا احرقنى بابا بسیار تشنه ام ، شدت تشنگى جگرم را آتش زده است . امام حسین علیه السلام به او فرمود : كنار خیمه بنشین تا براى تو آب بیاورم آنگاه امام حسین علیه السلام برخاست تا به سوى میدان برود، باز هم رقیه دامن پدر را گرفت و با گریه گفت : یا ابه این تمضى عنا؟
    بابا جان كجا مى روى ؟ چرا از ما بریده اى ؟ امام علیه السلام یك بار دیگر او را در آغوش گرفت و آرام كرد و سپس با دلى پر خون از او جدا شد . (وقایع عاشورا سید محمد تقى مقدم ص 455 و حضرت رقیه علیه السلام تالیف شیخ على فلسفى ص 550)
    آخرین دیدار امام حسین علیه السلام با حضرت رقیه علیه السلام
    وداع امام حسین علیه السلام در روز عاشورا با اهل بیت علیهم السلام صحنه اى بسیار جانسوز بود، ولى آخرین صحنه دلخراش و جگر سوز، وداع ایشان با دخترى سه ساله بود كه ذیلا مى خوانید:
    هلال بن نافع ، كه از سربازان دشمن بود، مى گوید: من پیشاپیش صف ایستاده بودم . دیدم امام حسین علیه السلام ، پس از وداع با اهل بیت خود، به سوى میدان مى آید در این هنگام ناگاه چشمم به دختركى افتاد كه از خیمه بیرون آمد و با گامهاى لرزان ، دوان دوان به دنبال امام حسین علیه السلام شتافت و خود را به آن حضرت رسانید. آنگاه دامن آن حضرت را گرفت و صدا زد:
    یا ابه ! انظر الى فانى عطشان .
    بابا جان ، به من بنگر، من تشنه ام
          

     

     


    ادامه مطلب

    پیوستن حربن یزید ریاحی
    + نویسنده سید محمود در 12:40 ق.ظ | نظرات()

     پیوستن حر بن یزید ریاحی وقتی حر بن یزدی دید لشگر كوفه تصمیم گرفتند با حسین (ع) بجنگند و فریاد هل من ناصر ینصرنی حسین را شنید. به عمر بن سعد گفت تو با این مرد می جنگی ؟ گفت آری بخدا، جنگی كه اگر هموار باشد سرها بیفكند و دستها بپراند، حر گفت آیا پیشنهاد او پسند شما نیست، عمر سعد گفت اگر كار بدست من بود پذیرا می شدم ولی ابن زیاد نپذیرد حربن یزید به كناری از لشگر آمد و خود را به   حسین (ع) نزدیك كرد . مهاجربن اوس  به او گفت چه قصدی داری؟ پاسخ او را نداد و لرزه ای بر اندامش افتاده بود مهاجربن اوس به او گفت وضع مشكوكی داری، من تو را در هیچ میدانی چنین ندیدم و اگر به من می گفتند شجاعترین اهل كوفه كیست؟ تو را نام می بردم . حر گفت من خود را در میان بهشت و دوزخ می بینم بخدا چیزی را بر بهشت اختیار نكنم اگر چه پاره پاره و سوزانده شوم. تازید و بر اسب زد و دست بر سر


    ادامه مطلب

    مسلم
    + نویسنده سید محمود در 01:54 ب.ظ | نظرات()
    خاندان با شرافت «بنی هاشم»، چهره های تاب ناک و شخصیت های ارزش مندی را به عنوان «الگو و اسوه» به جامعه بشری تقدیم کرده است. «مسلم بن عقیل»، یکی از این الگوهای حماسه و ایثار و دین داری است که در این شماره با جلوه هایی از عظمت روح و ادب و فداکاری او آشنا می شویم.

    باشد که این گونه قهرمانان با ایمان، سرمشق ما و فرزندانمان قرار گیرند.

    خاندان پاک

    ابوطالب، عموی بزرگوار پیامبر و بزرگ مکه و طایفه بنی هاشم، چهار پسر داشت به نام های: عقیل، طالب، جعفر و علی (ع).

    مسلم، فرزند عقیل بود و عقیل نیز فرزند بزرگ ابوطالب. با این حساب، مسلم بن عقیل، برادرزاده علی بن ابی طالب (ع) و پسر عموی سید الشهدا (ع) است. او نیز مانند همه افراد این خاندان که بزرگوار، کریم، شجاع، پاک و با شخصیت بودند، از برجسته ترین خصلت های انسانی برخوردار بود و در میان جوانان بنی هاشم، یکی از رشیدترین و مؤمن ترین چهره ها به شمار می رفت.

    پیامبر خدا (ص)، او و پدرش را ستوده است. در سخنی که از عقیل و پدرش یاد می کند، از مسلم هم ستایش می کند و خطاب به علی (ع) می فرماید: «فرزند او (مسلم) کشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او شک می ریزد و فرشتگان مقرّب پروردگار بر او درود می فرستند.»(1).

     


    ادامه مطلب

    ادامه انان که جاماندن
    + نویسنده سید محمود در 11:31 ب.ظ | نظرات()

    سلیمان ، رهبر توابین
     

    با آن‌كه سلیمان در حركت مسلم بن عقیل نیز فعالیت داشت، از یاری كنندگان امام حسین(ع) در كربلا نبود. برخی گفته‌اند هنگامی كه ابن زیاد از مكاتبه‌ی مردم كوفه با امام اطلاع یافت، سلیمان و عده‌ای از شیعیان مانند ابراهیم فرزند مالك اشتر را زندانی كرد. در نتیجه یاران سلیمان نیز از همراهی امام حسین(ع) خودداری كردند. اما بعد از شهادت حضرت سیدالشهدا گروه زیادی از آنان خود را سرزنش كرده و از این‌كه امام را یاری نكردند، پشیمان شدند. آن‌ها برای جبران این تقصیر، به رهبری سلیمان بن صرد، به عنوان توابین هم‌قسم شدند تا به خون‌خواهی سومین امام قیام كرده و كشندگان او را به مجازات برسانند.
    اما گروهی دیگر بر این باورند كه سلیمان در آخرین لحظه‌ها برای تصمیم نهایی در پیوستن به امام، تردید و تعلل كرد و فرصت ناب این همراهی را از دست داد. علاوه بر این‌كه تردید سلیمان، مسبوق به سابقه- در جریان فتنه‌ی جمل- است، مهم‌ترین شاهد این ادعا سخنان سلیمان در میان گروهی از شیعیان كوفه است كه پشیمان از عدم همراهی با سیدالشهداء، در خانه‌ی او گرد آمده بودند: "با این گناه كه ما كردیم، خدا را به خشم آوردیم. كسی نزد زن و فرزند خود نرود، تا خدا را خشنود سازد... ما در محضر خدا هیچ عذری نداریم. ما حسین بن علی را یاری نكردیم و چاره‌ای جز این نیست كه قاتلان آن حضرت را بكشیم. اگر چنین كردیم، شاید خداوند از ما بگذرد!" [17]
    حاضران رهبری امر را به عهده سلیمان بن صرد گذاشتند. سلیمان نیز به شیعیان مدائن نامه نوشت و آنان را دعوت به قیام كرد؛ كه آن‌ها هم پذیرفتند. سلیمان نامه‌های دیگری هم نوشت و مردم را به خون‌خواهی دعوت كرد. عده‌ی زیادی دعوت او را پذیرفتند تا آن‌جا كه در كوفه، شعار "یالثارات الحسین" به آسمان بلند شد.

    ادامه مطلب

    انان که جا ماندند
    + نویسنده سید محمود در 11:23 ب.ظ | نظرات()

    تعریف عوام و خواص
     

    خواص در هر جامعه، افرادی هستند که اهل شناخت و تجزیه و تحلیل بوده، براساس بصیرت نسبت به وقایع اتفاقی موضع گیری می‏کنند و در حقیقت سردمداری جریان‏های اجتماعی به دست آنهاست. این دسته بسیار کم هستند. [1]
    مقام معظم رهبری می‏فرماید: خواص کسانی هستند که از روی فکر و فهمیدگی و آگاهی و تصمیم گیری کار می‏کنند، یک راهی را می‏شناسند و به دنبال آن راه حرکت می‏کنند. وقتی عملی انجام می‏دهند، موضع گیری می‏کنند، راهی را انتخاب می‏کنند، از روی فکر و تحلیل است؛ می‏فهمند و تصمیم می‏گیرند و عمل می‏کنند.[2]
    عوام در هر جامعه اکثریت را تشکیل می‏دهند و معمولا پیرو بوده، به بالا دستی‏ها نگاه می‏کنند و مطابق مشی آنها عمل می‏کنند،اینها توانایی تجزیه و تحلیل مسایل را ندارند، پیرو موجند و مرعوب جو.
    مقام عظمای ولایت می‏فرماید: عوام کسانی هستند که وقتی جو به یک سمتی می‏رود اینها هم می‏روند، تحلیل ندارند. یک وقت مردم می‏گویند زنده باد، این هم نگاه می‏کند و می‏گوید زنده باد، یک وقتی مردم می‏گویند مرده باد، او هم نگاه می‏کند می‏گوید مرده باد. اینها دنبال این نیستند که ببینند چه راه درست است، چه حرکتی صحیح است، بفهمند، بسنجند، تحلیل کنند، درک کنند. .
    خواص در یک جامعه به کسانی اطلاق می شود که به واسطه تاثیری که بر مردم دارند وجزء بزرگان محسوب می شوند و این شرافت به واسطه بزرگی قوم یا به واسطه گرفتن حکمی از رسول خدا ویا راوی حدیث وجزء صحابی یا تابعین پیامبرویا جزء خانواده شهدا محسوب می شوند که مردم به واسطه جایگاه آنان برای ایشان احترام قائل هستند که در زیارت عاشورا از برخی از آنان تحت عنوان امت ممهد و تمهید گران و زمینه سازان از آنان یاد می شود .

     


    ادامه مطلب

    تکلیف کسانی که در روز عاشورا نه در مقابل امام بودند و نه در کنار ایشان چیست، آیا به بهشت می‌روند؟
    + نویسنده سید محمود در 11:14 ب.ظ | نظرات()
    پرسش :

     تکلیف کسانی که در روز عاشورا نه در مقابل امام بودند و نه در کنار ایشان چیست، آیا به بهشت می‌روند؟

     

      پاسخ :

     پاسخ در دو محور تبیین می‌شود:

    1ـ در خصوص روز عاشورا باید گفت: کسانی که فریاد کمک و یاری خواستن سالار شهیدان را در آن روز شنیده، ولی او را یاری نکرده‌اند، گرچه دشمنی نکرده باشند، در قیامت مؤاخذه و عذاب خواهند شد، زیرا:

    اوّلاً: اطاعت و اجابت دعوت امام واجب است و کسانی که او را اجابت نکرده‌اند، یکی از واجبات بزرگ الهی را ترک کرده ومرتکب گناه کبیره شده‌اند.

     


    ادامه مطلب

    زندگی
    + نویسنده سید محمود در 12:58 ق.ظ | نظرات()

     

    پرسیدم..... چطور،زندگی کنم؟با کمی مکث جواب داد:گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد،زمان حال را بگذران وبدون ترس برای اینده اماده شو. ایمان را نگه دار وترس را  به گوشه ی انداز.شک هایت را باور نکن وهیچ گاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی. پرسیدم. اخر...، و او بدون انکه متوجه سوالم شود ادامه داد:مهم نیست که  قشنگ باشی....، قشنگ این است که مهم باشی. حتی برای یک نفر. کوچک باش وعاشق.. که عشق خود میداند آئین بزرگ کردنت را بگذار  عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه  خاص تو با کسی. موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه  پایان رسیدن... داشتم به سخنانش  فکر می کردم  که نفسی تازه کرد  وادامه داد...هر روز  صبح در افریقا آهو برای چه به صحرا می رود آهو می اند که باید از شیر سریع تر بدود در غیر این  صورت طعمه شیر خواهد شد. شیر نیز می داند که باید از آهو سریعتر بدود تا  گرسنه نماند.مهم این نیست که شیر هستی یا آهو مهم این است که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی برای زندگی با تمام توان وبا تمام وجود شروع به دویدن کنی. می خواهم  بگویم که... زلال باش... زلال باش... فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی یا دریای بیکران، زلال که باشی آسمان در تو پیداست .

     




    :متن سخنرانی کورت ونه گات نویسنده آمریکایی در دانشگاه ام آی تی
    + نویسنده سید محمود در 12:21 ق.ظ | نظرات()

     

    :متن سخنرانی کورت ونه گات نویسنده آمریکایی در دانشگاه ام آی تی

     

     

    سخنرانی ونه گات در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه MIT :

    لطفا كرم ضد آفتاب بمالید!

    اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یك نصیحت بكنم، مالیدن كرم ضد آفتاب را توصیه میكردم. آثار مفید و دراز مدت كرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالی كه سایر نصایح من هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی جز تجربه های پر پیچ و خم شخص بنده ندارند... اینك این نصایح را خدمتتان عرض میكنم:

    قدر نیرو و زیبایی جوانیتان را بدانید، ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست!
    روزی قدر نیرو و زیبایی جوانی تان را خواهید دانست كه طراوت آن رو به افول گذارد.
    اما باور كنید تا بیست سال دیگر، به عكسهای جوانی خودتان نگاه خواهید كرد و به یاد می آورید چه امكاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید.
    آن طور كه تصور می كردید چاق نبودید.

    ادامه مطلب

    آیا آمریکا به «بیانیه‌ی الجزایر» متعهد ماند؟
    + نویسنده سید محمود در 01:48 ق.ظ | نظرات()

     

    آیا آمریکا به «بیانیه‌ی الجزایر» متعهد ماند؟ shia muslim                   
    دستاورد ایران و آمریکا در «بیانیه‌ی الجزایر» چه بود؟

    بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در 13 آبان 1359 دانشجویانی که خود را پیرو خط امام می‌‌نامیدند، سفارت ایالات متحده در تهران را اشغال کردند و بیش از 50 دیپلمات و کارمند سفارت را به گروگان گرفتند. دلایل دانشجویان برای این اقدام، دعوت آمریکا از شاه به بهانه‌ی معالجات پزشکی و نیز کینه و نفرت تاریخی ایرانیان نسبت به آمریکا بود که البته ریشه در کودتای 28 مرداد داشت. این اتفاق باعث گردید تا روابط ایران و آمریکا به بحرانی‌ترین وضعیت خود برسد.
      


    ادامه مطلب

    تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...