تبلیغات
رازدل
» سال نو مبارک
» شیرینی مهمانی خدا را بچشیم-1
» نگاهی به پروژه عادی سازی روابط نامشروع در سری بازی‌های Fallout
» ناشنیده‌هایی از «امام»دربارۀ «زنان»(1)
» «اقتصاد مقاومتی در اقدام و عمل» از نگاه معاون اسبق بانک مرکزی
» تأثیر تصوف بر ایلخانان مغول
» نفوذ آمریکا چه بر سر کره جنوبی آورد؟
» ازدواج؛ ناموس طبیعت، دستور شریعت
» موضوع نفوذ
» ادامه سخرانی پناهیان(لااقل باید اهل مسابقه را دوست داشته باشیم)
» ذهنیت مسابقه
» تصمیم گیری ایرانیان برای مردم جهان
» با فضای مجازی چه کنیم؟
» چوئن‌لای تا سیاست درهای باز
» هضم هویت انسانی در دل فضای مجازی
 رازدل
درباره ما
خدایا کمکم کن که نباشم به ظاهر با ایمانی که در نزد تو به به بی ایمانی معروف است
مهربانی مبنای زندگی ام واخلاص وبندگی تنها ارزویم
تمام دنیا رو بدن خدا نباش نمی خوام هستی ودنیا رو بدن خدا نباش نمی خوام
تمام علایم اخرالزمان رخ بدهد وما مردم اماده نباشیم ظهور نخواهد رسید
اینجا تهران است ستاره ها غروب کرده دعا کنید
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ارتباط قبل از ازدواج با عشق برای شناخت بیشتر5
+ نویسنده سید محمود در 02:19 ب.ظ | نظرات()
برای رها شدن از عشق واهی ، که  کر و کورم کرده است و می خواهد به ازدواج منتهی بشود، چه کار باید کرد ؟
 همین که خداوند به ایشان توفیق داده که متوجه بشوند این عشق واهی است و میخواهند نگذارند به ازدواج ختم شود ، خودش جای شکر دارد . و ما خدا را شاکر هستیم که شما میخواهید جلوی این ازدواج را بگیرید . چون این ازدواج خیلی خطرناک است . من یک جواب کلی به تمام عزیزانی که سوالشان این است می دهم . شما چند تا کار بکنید . الان فرصتی دست داده ، به آینده خودتان فکر کنید . یک آینده مبهم و تاریک و همراه با رنج . چون من در این مورد هیچ شکی ندارم . ممکن است استثنا داشته باشد ولی تجربه به


ادامه مطلب

ارتباط قبل از ازدواج با عشق برای شناخت بیشتر 4
+ نویسنده سید محمود در 08:00 ق.ظ | نظرات()

 با آقایی که نمی دانستم متاهل است ، رابطه پیدا کرده ام و بعد از چهارماه ، فهمیدم که متاهل است و آقا میگوید با خانمم تفاهم ندارم و می خواهم با شما  ازدواج کنم . آیا این درست است ؟
حالا که این خانم موضوع را فهمیده ، این ورود به حریم خانه تلقی میشود . حالا تا وقتی نمیدانستند ، آنهم اشتباه بوده ، ولی خوب قصد ازدواج بوده ، ولی الان که فهمیده اند ، کار ناپسندی است و توجه داشته باشید ، شما ممکن است مشکلاتی را ، در زندگی ایشان بوجود بیاورید . یک روایت دیدم ، فرمودند : دختر و پسر به عقد همدیگر در می آیند ، خداوند یک فرشته را می فرستد و میگوید : برو و تودل این دختر و پسر محبت را ایجاد کن . این خیلی جالب بود . خدا با فرشته،  محبت در دل این ها ایجاد کرده است . اگر شما رابطه تان را ادامه دهید ، ممکن است ، این حرف آقا را باور کنید . شما ممکن است این محبت را از بین ببرید و خانه و خانواده ای را متلاشی کنید و این قدمی است در تخریب جامعه . و جامعه از کانون خانواده تشکیل میشود . ببینید خانم ها ، اگر بگویم 80 درصد آقایانی که ارتباط با خانم برقرارمی کنند و می گویند : من با خانمم تفاهم ندارم و میخواهم از او جدا شوم ، حقیقت را نمیگویند ، اغراق نیست .این یک ابزار و راه کاری است برای رابطه و اینکه تنوع طلب هستند و میخواهندارتباط برقرارکنند و وقتی خانم ، وارد زندگی این آقا میشود ، می بیند خیر. خانمش هم خیلی خوب بوده و ار تباط خوبی داشته و مشکلی هم نداشته اند و بعد تعجب میکند . یک درصدی هم ممکن است درست باشد اگر چنین چیزی باشد باید خیلی احتیاط کنید .
ایشان با شما رابطه برقرارکرده اند ، ممکن است عدم تفاهم  نبوده و از وقتی با شما رابطه  برقرار  کرده اند ،  محبتش کم شده و احساس میکند تفاهم ندارد و مشکلات بیشتر شده . شما موثر بوده اید . شاید هم موردی هست که تفاهم ندارند و میخواهند جدا شوند . حتی قبل از آشنایی با شما . اگر باعث جدایی این خانم و آقا بشوید ، این مسئولیت بزرگی دارد و کاری است خلاف اخلاق و خدا نمی پسندد یک زندگی را بهم بزنید . توصیه ام به شما این است که ، برای  اینکه مطمئن شوید ، به ایشان اعلام کنید من دیگر با شما رابطه ای ندارم و نمیخواهم با شما ازدواج کنم و او را نا امید کنید . حتی اگر بظاهر باشد و محکم بگویید ، هر اتفاقی بیفتد با شما ازدواج نمیکنم و خواستگار دیگری دارم . بعد خبر را که به آقا دادند ، دوحالت دارد و دورادورمراقب باشید . می بینید این بنده خدا یکسال است که رفته و خبری نشده و دارد زندگی میکند ، خوب معلوم میشود ، شما عامل عدم تفاهم بوده اید . شما خودتان را کناربکشید و آنها زندگیشان را میکنند واگر خبر رسید که دادگاه می روند و می آیند و جدی است . بعد که از هم جدا شدند شما با یک واسطه پیغام بدهید که من آن دغدغه را داشتم که اون جوری گفتم  و اگر دیدید که شرایط همتایی را دارید ، ازدواج کنید . این مهم است که شما اثری در این جدایی نداشته باشید .





ادامه مطلب

ارتباط قبل از ازدواج با عشق برای شناخت بیشتر 3
+ نویسنده سید محمود در 07:59 ق.ظ | نظرات()
 بالاخره ازدواج باید از یک جایی آغاز شود ، شما با هرنوع ارتباط مخالف هستید؟
نه اگر این مشکلات را نداشته باشد ، نقش رابطه زن و مرد و محرم و نامحرم مشکل ندارد . اگر این ها نباشد ، چیزهایی که الان عرض کردم ، طبق فتاوای مراجه عظام : روابط کاری خانم و آقا با هم اشکال ندارد و مفسده ای ندارد اگر بر اساس ضوابط شرع باشد . دو تا دانشجو و دو تا پسر عمه و پسر دایی،  خوب نامحرم هستند ، با هم ارتباط دارند ، گفتگو می کنند ، رفت و آمد میکنند ، ولی نگاهشان به قصد شهوت نیست . اگر اینطور نباشد اشکال دارد . چون مفسده دارد . در محیط کاری نباید عشق ورزی  کنند ، خانم نباید قهقه های آنچنانی بزند ، اگر زن قهقه بزند که مرد را تحریک کند حرام است . با این ها ملاقات های پنهانی ندارند و یا تنها در یک اتاق ، که امکان رفت و آمد در آن نباشد مثلا قفل باشد که ماندن در آنجا حرام است ، باید بیرون بیایند . لذا آدم مقید اگر یک موقعیت مشابه ببیند در را باز میگذارد تا  آدمهایی که رد میشوند ، بینند این دو با هم گفتگو میکنند و هم موضع تهمت نیست و هم آن خطری که فرموده اند : و کان شیطان ثالث هما که شیطان نفر سوم است ، پیش نیاید و بعد ها فرمودند : صحبتهایی که خانم ها و آقایان با هم می کنند به قصد ضرورت باشد بیش از حد ضرورت مکروه است نه حرام . اگر این ها را رعایت کنند ، اشکالی ندارند . یک گفتگو ساده بین پسر عمه و دختر دایی سلام و احوال پرسی و رد و بدل کردن جزوه اشکالی ندارد و حرام نیست . نه نگاهشان آلوده است و نه کلامشان

ادامه مطلب

ارتباط قبل از ازدواج با عشق برای شناخت بیشتر 2
+ نویسنده سید محمود در 07:55 ق.ظ | نظرات()
 مردی که قبل از ازدواج با او ارتباط داشته ام ،  حالا هم که ازدواج کرده ام با تلفن همراهم تماس می گیرد و هر چه می گویم تماس نگیر ، گوش نمی کند . چه کار کنم ؟
در موضوع قبلی طرف غریبه است و می خواهد ارتباطی برقرار کند ولی این جا ارتباط از قبل بوده است .اگر یادتان باشد در بحث ازدواج  من تاکید می کردم مواظب این ارتباطاتتان باشید ولو مختصر ، ولو تلفنی ، ولو پیامکی ، ولو ده روز . من یک موردی داشتم که قسم  می خوردند من فقط ده روز توی دانشکده سلام و علیک و جزوه ای و تمام شد و ایشان شماره ای هم گرفته بود و بعد تمام شد . و بعد من ازدواج کردم و این آقا تماس گرفت و شوهر من گوشی را برداشت و گفت من دوست پسر فلانی هستم و زندگیم نابود شد .حتی خیلی مختصر، خانم ها دقت کنید بخاطره پیامدهای منفی زیادی که دارد . واقعا یک جورهایی پیچ میخورد که آدم متاثر میشود . آدم هر راهی میرود به بن بست میرسد . نه راه پیش دارد نه راه پس . آدم می ماند چه کار کند ؟ حالا متاسفانه ایشان قبل از ازدواج ، این خطا را کرده اند. من برای این خانم  همان توصیه قبلی را دارم . مطلقا بی اعتنایی کنید . بی توجهی کنید . آقا این فرق

ادامه مطلب

ارتباط قبل از ازدواج با عشق برای شناخت بیشتر 1
+ نویسنده سید محمود در 07:52 ق.ظ | نظرات()


- آیا نان خالی و عشق میتواند آرمانی باشد ؟ بعضی ، عشق های قبل از ازدواج و روابط پنهانی دارند.  شما در این مورد صحبت کنید.
ما با ارتباطات قبل از ازدواج بدون نظارت خانواده مخالف هستیم . نکته اش این است که ما با اشک ها و ناله های زیادی روبرو هستیم . ما مشاور جوانها بوده ایم هر دو جوان هستند سرشار از عاطفه و در اوج غرایز جنسی هستند وقتی کنار هم قرار میگیرند ، فعل و انفعالات هورمونی در وجودشان  شکل میگیرد و احتمال خطر بسیار زیاد است . بویژه برای خانم که ممکن است گوهر عفتش در خطر قرار گیرد .
دیگری موضوع اتهام است .دو نفر واقعاً به قصد ازدواج با هم ارتباط برقرار میکنند دیگران که نمیدانند شما به قصد ازدواج رفت و آمد میکنید . ممکن است فامیل نزدیکی شما را با آن آقا ببیند او چه برداشتی میکند . بعد اگر به ازدواج منتهی شود بعد توضیح میدهیم که ایشان نامزد من بودند ولی اگر به ازدواج منتهی نشود پرونده دختر سیاه میشود . گذشته از اینکه موضع تهمت است . امکان شناخت هم نیست . موضوع این است که خانم میگوید ارتباط ما به خاطر شناخت است آخر چه جور شناختی میتواند باشد . دو جوان که سرشار از عاطفه هستند از همه چیز حرف میزنند جز شناخت حتی اگر دو سال باشد . یعنی همه چیز توی این رابطه هست جز شناخت . اگر یک سوال هم بکنند موجب انحراف میشود ولی در فرایند خواستگاری سوالها را میپرسند و همه چشمها آنها را نگاه میکنند ، گفتگو میکنند ، کسانی که به این سمت و سو میروند خیال میکنند امکان شناخت هست حالا این ارتباطات قبل از محرمیت به

ادامه مطلب

جنگِ پیدا؛ جنگ پنهان
+ نویسنده سید محمود در 07:23 ق.ظ | نظرات()

 

جنگِ پیدا؛ جنگ پنهان shia muslim                   
زن مهمترین پاسدار سبک زندگی

مقامات ارشد آمریکایی مدتی است که از آرزویشان برای "تغییر رفتار" ملت ایران سخن می‌گویند. آمریکایی‌ها دیگر از "براندازی" صحبت نمی‌کنند؛ زیرا این روش را آزموده‌اند و می‌دانند که با آن نمی‌توانند انقلاب اسلامی را از بین ببرند. «آن‌ها میگویند ما تغییر نظام را نمی‌خواهیم، تغییر رفتار را می‌خواهیم.»(۱۳۹۳/۱۲/۲۱)


ادامه مطلب

شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک!
+ نویسنده سید محمود در 07:15 ق.ظ | نظرات()

شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک!

شما یک خانم چادری جذاب هستید، لایک! shia muslimحقیقت این است که ما به جای آنکه مردم را وارد دایره دین و حجاب و اعتقاد کنیم، مدام تلاش می‌کنیم که مساحت این دایره را زیاد کنیم، آنقدر زیاد تا دیگر کسی بیرون نماند.                          
   «لایک! شما یک خانم چادری جذاب هستید» پسر بچه نوجوان این جمله را زیر عکس فلان خانم چادری در فلان شبکه اجتماعی نوشته و پاسخ گرفته بود:«ممنونم نظر لطف شماست» احتمالا آن خانم چادری فکر کرده برای ترویج فرهنگ حجاب یک گام بزرگ برداشته. اینکه با حجاب توانسته در معرض نگاه و توجه و تحسین و گاهی اوقات ابراز علاقه قرار بگیرد.                                

ادامه مطلب

فرزند عزیزم
+ نویسنده سید محمود در 12:08 ق.ظ | نظرات()

 

 فرزند عزیزم

 

 

آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،

اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم

اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است

صبور باش و درکم کن

یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم

برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف

کنم...

وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن

وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر

وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو

وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین

قدمهایت را کنار من برمیداشتی....

زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..

روزی خود میفهمی

از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو

یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم

کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم

 

فرزند دلبندم،دوستت دارم

 

 

 




در مراسم شب تاسوعای بیت رهبری(ادامه)
+ نویسنده سید محمود در 11:27 ب.ظ | نظرات()

تاریخ اسلام معمولاً غیرسیاسی به ما منتقل شده است/ رسماً گفته می‌شود درمنابر سیاسی صحبت نکنید!

  • جوان‌ها یادشان باشد تاریخ اسلام معمولاً غیرسیاسی به ما منتقل شده است. قطعات سیاسی تاریخ اسلام-که جزء مصرحات تاریخی هم هست- معمولاً وقتی که بیان می‌شود، هیچ‌کس از آن خبر ندارد. لذا حضرت امام(ره) باید بفرمایند که سیاست شغل انبیاست، و همه تعجب کنند! رسماً به عالمان دینی و موعظه‌کنندگان گفته می‌شود که «سیاسی صحبت نکنید!» خُب یک‌دفعه بگویید که «دیگر از اسلام صحبت نکنید!»
  • بسیاری از نکات سیاسی در تاریخ اسلام هست که به خوبی بیان نشده است. و من نمی‌دانم که وقتی که می‌خواهند یک دورۀ ابتدایی آموزش تاریخ اسلام بدهند، چرا قسمت‌های سیاسی‌اش را حذف می‌کنند و می‌گویند؟ انگار قسمت‌های سیاسی، فرعیات ماجرا است!

 


ادامه مطلب

در مراسم شب تاسوعای بیت رهبری
+ نویسنده سید محمود در 11:21 ب.ظ | نظرات()

پناهیان: باید «نفوذپذیران» را بشناسیم/ اولین «قهر نبوی» در برخورد با دوقطبی‌سازی عبدالله‌بن‌ابی بود/ پیام معاویه به اشعث: ما در میان اصحاب علی(ع) فقط تو را قبول داریم!/ نفوذپذیران کسانی هستند که نوعی ولایت‌گریزی دارند/ آیت الله بهجت(ره) در اواخر عمر: هر چه ضربه خورده‌ایم از نفوذ بوده

حضرت آیت‌الله‌العظمی بهجت(ره) در اواخر عمر شریفشان در بحث جهاد-که در درس خارج داشتند- تأکید می‌کردند که ما هرچه ضربه خورده‌ایم از نفوذ بوده است. و بعضی از موارد را توضیح می‌دانند؛ از نفوذ در خانه‌های علماء توضیح می‌دادند تا نفوذ در بین مملکتی‌ها. ایشان در سال 1371یک جمله‌ای دارند که آن جمله را صریحاً قرائت نمی‌کنم، نمی‌خواهم سوءتفاهم‌برانگیز صحبت کنم، می‌خواهم فقط اصل مطلب را منتقل کرده باشم. که صریحاً می‌فرمایند: باید مراقبت کرد؛ دشمن دست از نفوذ بر نمی‌دارد.

 

نفوذی‌ها و نفوذپذیرها در تاریخ اسلام/1. پیامبر(ص) مسجدی که بنابود پایگاه نفوذ شود را آتش زد و زباله‌دانی کرد

  • شخصی بود به نام «ابوعامر» که قبل از هجرت رسول گرامی اسلام(ص) در مدینۀ منوره برای خودش مریدانی داشت. او برای خودش راهب و زاهدی بود و در امور معنوی یکی از سرآمدهای مردم مدینه بود. با آمدن پیامبر گرامی اسلام(ص) و طلوع نور مقدس‌شان در مدینه، کار ایشان از رونق افتاد. ایشان به پیامبر اکرم(ص) ایمان نیاورد، بلکه به مشرکین پیوست و حتی از آنها درخواست کرد به پیامبر گرامی اسلام(ص) و به مردم مدینه و مسلمانان حمله کنند. گفته می‌شود که در یکی از جنگ‌ها(جنگ احد) بخشی از نقشه‌های جنگی دشمن، کار ایشان بود.(تفسیر نمونه و المیزان/ذیل آیۀ 107سورۀ توبه)

ادامه مطلب

:متن سخنرانی کورت ونه گات نویسنده آمریکایی در دانشگاه ام آی تی
+ نویسنده سید محمود در 03:57 ب.ظ | نظرات()

 

 

:متن سخنرانی کورت ونه گات نویسنده آمریکایی در دانشگاه ام آی تی

 

 

 

لطفا كرم ضد آفتاب بمالید!

اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یك نصیحت بكنم، مالیدن كرم ضد آفتاب را توصیه میكردم. آثار مفید و دراز مدت كرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالی كه سایر نصایح من هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی جز تجربه های پر پیچ و خم شخص بنده ندارند... اینك این نصایح را خدمتتان عرض میكنم:

قدر نیرو و زیبایی جوانیتان را بدانید، ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست!
روزی قدر نیرو و زیبایی جوانی تان را خواهید دانست كه طراوت آن رو به افول گذارد.
اما باور كنید تا بیست سال دیگر، به عكسهای جوانی خودتان نگاه خواهید كرد و به یاد می آورید چه امكاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید.
آن طور كه تصور می كردید چاق نبودید.
همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما احساس خوب داشته باشید.


ادامه مطلب

دانشگاهی "مادری"
+ نویسنده سید محمود در 03:50 ب.ظ | نظرات()
پیشنهاد پناهیان به آموزش عالی:

تکریم و توانمندسازی مادران با تأسیس رشتۀ دانشگاهی "مادری" / دو پیشنهاد پناهیان برای «آموزش عالی» و «آموزش و پرورش»

  • موضوع پیشنهاد: تأسیس رشتۀ دانشگاهی "مادری"

  • مخاطب پیشنهاد: «آموزش عالی» و «آموزش و پرورش»

  • تاریخ ارائه: برنامۀ سمت خدا(شبکۀ سوم سیما) - 91/01/16

  • منبع: خبرگزاری فارس

پناهیان: امیدواریم که دولت در هر دو بخش آموزش عالی و آموزش و پرورش برای توانمند کردن مادران از نظر علمی (جهت ایفای بهتر نقش مادری)، آستین همت بالا بزند.

حجت الاسلام و المسلمین پناهیان با حضور در برنامۀ سمت خدا در پاسخ به این سؤال که «آیا فکر نمی‌کنید در بعضی یا بسیاری موارد، مادران ما در تربیت فرزندانشان مخصوصاً در تربیت دینی آنها کوتاهی کرده‌اند؟» گفت: قبل از اینکه بخواهیم مادران محترم را در تربیت فرزندانشان مقصر بدانیم و بگوییم که در کسب آگاهی‌های لازم در این زمینه کوتاهی کرده‌اند، بهتر است ببینیم که آیا آموزش عالی کشور ما رشته‌ای را به عنوان رشتۀ تحصیلی برای ارج نهادن به مقام مادری تأسیس نموده‌ است که اکثر دختران تمایل داشته باشند در این رشتۀ تحصیلی مشغول به تحصیل شوند؟ بنده پاسخ به سؤال شما را در قالب پیشنهاد به نظام آموزش عالی و نظام آموزش و پرورش کشورمان بیان می‌کنم.  

در ادامه فرازهایی از این پیشنهاد را می‌خوانید:

 


ادامه مطلب

برگزاری «جشن ادب» در هفت سالگی
+ نویسنده سید محمود در 03:44 ب.ظ | نظرات()

 

  • موضوع پیشنهاد: برگزاری «جشن ادب» در هفت سالگی

  • مخاطب پیشنهاد: پدرها و مادرها

  • تاریخ ارائه: 1390 و 1393

تمرین ادب؛ اولین مرحلۀ فراگیری مهارت مبارزه با نفس در کودکان

  • «مبارزه با نفس» به معنای پاسخ منفی به برخی دل‌بخواهی‌ها و خواسته‌های نابجای نفس است که ما آن را تنها راه اصلاح نفس یا «تنها مسیر» برای رسیدن به زندگی و بندگی بهتر می‌دانیم. اولین مراحل مبارزه با نفس در کودکان با «فراگیری ادب و حیاء» آغاز می‌شود.(+)
  • ادب را باید اولین برنامۀ مبارزه با نفس دانست که در صورت پایبندی به آن، موجب اصلاح انسان می‌شود. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «ادب خوب، عامل تزکیۀ اخلاق است؛ سبَبُ تزکیةِ الأخلاقِ حُسنُ الأدبِ»(غررالحکم/5520) ادب نیز مانند مبارزه با نفس و تقوا، از جنس اجتناب و خویشتنداری است. امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرماید: «خویشتندارى(ایستادن در برابر خواهش نفس) در بیم و امید، از برترین ادبهاست؛ ضَبْطُ النّفْسِ عندَ الرَّغَبِ و الرَّهَبِ مِن أفضلِ الأدبِ»(غررالحکم/5932) و (کَفاکَ أدبا لنفسِکَ اجتِنابُ ما تَکْرهُهُ مِن غیرِکَ؛ نهج البلاغه/حکمت412)

از هفت سالگی، زندگی کودکان در خانه باید توأم با نظم و مقررات باشد

  • با توجه به روایات، اولین دورۀ آموزشی مبارزه با نفس برای فرزندان از سن هفت سالگی آغاز می‌شود. پدر و مادر باید از 7 تا 14 سالگی، رعایت «ادب» را به فرزندان خود آموزش بدهند تا بچه‌ها اصل مبارزه با هوای نفس را درک کنند و بدانند که باید با «دلم می‌خواهد»های نابجای خودشان مبارزه کنند. لذا ما نام این دوران را «دوران ادب» می‌گذاریم.
  • طبق دستور اسلام، ادب و نظم را از 7 تا 14سالگی و در خانواده باید یاد گرفت، نه از 18 سالگی و در دوران سربازی که امروزه برخی پسرها تنها در طول خدمت سربازی رعایت نظم و برخی آداب را تمرین می‌کنند؛ 18 سالگی برای این منظور خیلی دیر است. (قَالَ الصَّادِقُ ع: دَعِ ابْنَکَ یَلْعَبْ سَبْعَ سِنِ ینَ وَ یُؤَدَّبْ سَبْعَ سِنِینَ وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَکَ سَبْعَ سِنِینَ فَإِنْ أَفْلَحَ وَ إِلَّا فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا خَیْرَ فِیهِ؛ من‏لایحضره‏الفقیه/3 /492) و (قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع:‏ یُرَبَّى الصَّبِیُّ سَبْعاً وَ یُؤَدَّبُ سَبْعاً وَ یُسْتَخْدَمُ سَبْعاً؛ من‏لایحضره‏الفقیه/3 /493)

ادامه مطلب

بر اسرای کربلا چه گذشت؟
+ نویسنده سید محمود در 08:45 ب.ظ | نظرات()

 بر اسرای کربلا چه گذشت؟


وقایعی که بعد از شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از کربلا تا مدینه برای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ اتفاق افتاد خیلی بیشتر از آنست که بتوان بطور مختصر بیان نمود. همچنین بیشتر وقایع را ثبت نکرده‌اند و یا اگر ثبت شده به تاریخ دقیق آن اشاره نشده و به طور مطلق به محل وقوع آن اشاره رفته است .

امام حسین

سال 61 هـ ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اینکه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوی خیمه‌های حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ روی آوردند و اثاث و البسه و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لئیمان جامه را از او می‌ربودند.[1]

دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و حریم او از خیمه‌ها بیرون آمده و می‌گریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری می‌نمودند.

بعد از این اهل‌بیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند و آن بزرگواران به سپاه دشمن می‌گفتند که ما را بر کشته حسین ـ علیه‌السلام ـ بگذرانید. چون اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نگاهشان به کشته‌ها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند.[2] بعد از این قضایا عمر سعد ملعون در میان یارانش جار کشید: چه کسی است که اسب بر پشت و سینه حسین ـ علیه‌السلام ـ بتازد! ده کس داوطلب شدند و تن حسین ـ علیه‌السلام ـ را با سمّ اسبان لگدکوب کردند

.[3]

شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نقل نشده ولی می‌توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و... داشته‌اند

و همان عصر عاشورا بود که عمر سعد سر مبارک امام حسین را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به کوفه

ادامه مطلب

تاراج خیام امام حسین پس از شهادت آن حضرت
+ نویسنده سید محمود در 08:04 ب.ظ | نظرات()

 

مقتل الحسین للخوارزمی: ج ٢ ص ٣٧، الفتوح ابن اعثم کوفی: ج ۵ ص ١٢٠:

أقبَلَ الأَعداءُ حَتّى أحدَقوا بِالخَیمَةِ، ومَعَهُم شِمرُ بنُ ذِی الجَوشَنِ، فَقالَ : اُدخُلوا فَاسلُبوا بِزَّتَهُنَّ .فَدَخَلَ القَومُ أَخَذوا کُلَّ ما کانَ بِالخَیمَةِ حَتّى أفضَوا إلى قُرطٍ کانَ فی اُذُنِ اُمِّ کُلثومٍ ـ اُختِ الحُسَینِ ـ فَأَخَذوهُ وخَرَموا اُذُنَها، حَتّى کانَتِ المَرأَةُ لَتُنازَعُ ثَوبَها عَلى ظَهرِها حَتّى تُغلَبَ عَلَیهِ . وأخَذَ قَیسُ بنُ الأَشعَثِ قَطیفَةً لِلحُسَینِ علیه السلام کانَ یَجلِسُ عَلَیها فَسُمِّیَ لِذلِکَ قَیسَ قَطیفَةٍ وأخَذَ نَعلَیهِ رَجُلٌ مِنَ الأَزدِ یُقالُ لَهُ: الأَسوَدُ، ثُمَّ مالَ النّاسُ عَلَى الوَرسِ وَالخَیلِ وَالإِبِلِ، فَانتَهَبوها.

ترجمه: مقتل الحسین علیه السلام خوارزمى: دشمنان پیش آمدند تا به گرد خیمه ها حلقه زدند. شمر بن ذى الجوشن نیز با آنها بود. او گفت: به درون خیمه ها بروید و جامه ها و متاعشان را بگیرید.

مردم وارد شدند و هر چه در خیمه ها بود برداشتند تا جایى که گوشواره امّ کلثوم خواهر حسین علیه السلام را هم گرفتند و گوشش را دریدند. حتّى جامه رویینِ زنان را به زور مى‌کشیدند و مى‌بردند. قیس بن اشعث قطیفه اى را برداشت که حسین علیه السلام بر روى آن مى‌نشس.  او از این رو «قیسِ قطیفه» نامیده شد. همچنین مردى از قبیله اَزد به نام اسود، کفش هاى ایشان را برداشت و سپس مردم به سوى وسایل زنان و اسبان و شترها رفتند و آنها را به تاراج بردند.




تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...